«حجاب» نقطۀ شروع مبارزات زنان ایران نبوده و پایان آن هم نیست - شیرین آسا

رادیو بین المللی فرانسه
© فارسی rfi
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۳ سپتامبر ۲۰۲۶

مارین لوپن، نامزد ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ فرانسه از حزب «اجتماع ملی»، وعده داده است که در صورت پیروزی در انتخابات، دربارۀ حجاب اسلامی همه‌پرسی برگزار کند و برای زنان محجبه در عرصۀ عمومی جریمۀ نقدی در نظر بگیرد؛ وعده‌ای که بحث ممنوعیت حجاب را در این کشور دوباره داغ کرده و انتقادهای گسترده‌ای برانگیخته است. در این میان، برخی چهره‌های سیاسی، از جمله ژان-فیلیپ تانگی، ممنوعیت حجاب را با استناد به اعتراضات زنان در ایران توجیه می‌کنند. بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه در گفت‌وگو با شیرین آسا، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و پسااستعماری، ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کرده است.
مارین لوپن، نامزد ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ فرانسه از حزب اجتماع ملی، وعده داده که در صورت پیروزی در انتخابات، دربارۀ حجاب اسلامی همه‌پرسی برگزار کند و برای زنان محجبه در عرصۀ عمومی جریمۀ نقدی در نظر بگیرد؛ وعده‌ای که بحث ممنوعیت حجاب را دوباره داغ کرده است. در حالی که هم‌اکنون حجاب در مدارس دولتی فرانسه ممنوع است و پوشش کامل صورت در اماکن عمومی پذیرفته نیست، لوپن فراتر رفته و خواهان ممنوعیت کامل آن شده است. این اظهارات انتقادهای گسترده‌ای را برانگیخته؛ از جمله این که جریمه کردن زنان محجبه با متن و روح قانون اساسی فرانسه در تضاد قرار می‌گیرد.
ژان-لوک ملانشون، رهبر حزب فرانسه تسلیم‌ناپذیر، روز چهارشنبه دوم سپتامبر/دوازدهم شهریورماه هم‌زمان با نقد مواضع لوپن، مواضع پیشین خود را نیز پس گرفت. او که ۱۶ سال پیش حجاب را «نشانۀ تسلیم در برابر پدرسالاری» خوانده بود، می‌گوید پس از گفت‌وگو با زنان محجبه نظرش تغییر کرده و موضع گذشتۀ خود را «اشتباهی تاریخی» می‌داند.
در این میان، برخی چهره‌های سیاسی، از جمله ژان-فیلیپ تانگی، ممنوعیت حجاب را با استناد به اعتراضات زنان در ایران توجیه کرده‌اند؛ ادعایی که منتقدان آن را ابزارسازی از مبارزات زنان ایران برای پیشبرد سیاستی تبعیض‌آمیز علیه زنان مسلمان می‌دانند.
شیرین آسا، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و پسااستعماری، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: «ایران اجبار بر حجاب دارد و فرانسه اجبار بر نداشتن حجاب؛ هر دو اعمال قدرت و کنترل بر بدن زن هستند. هر دو سیستم از حجاب برای مجرم‌سازی زنان و تنبیه آنان استفاده می‌کنند. گویی ساختار عمیق‌تری در حال کار است که قانون‌مندی، دسترسی به حق و تعریف تعلق در این دو جامعه را به‌طور مشابهی شکل می‌دهد.»
از نظر این پژوهشگر مطالعات فرهنگی، مبارزۀ زنان ایران با حجاب اجباری از دیرباز با دوگانه‌سازی‌های «علیه حجاب اجباری یا علیه هر نوع حجاب» گرفتار تعلیق و تأخیر شده است. به گفتۀ او، فعالان خارج از ایران و گروه‌های دیگر با شروع «زن، زندگی، آزادی» این نگرانی را داشتند که مبارزه با نفی هویت مسلمانی یا ضدیت با زنان مسلمان گره بخورد.
این پژوهشگر مطالعات پسااستعماری معتقد است که «زن، زندگی، آزادی» جنبشی پویاست. به باور او، حضور هم‌زمان زنان باحجاب و بی‌حجاب یا زنانی که پوشش خود را تغییر داده بودند، به این جنبش توانایی داده است تا خود را از دو قطبی‌سازی‌ها رها کند.
شیرین آسا با ارائۀ تعریفی از همبستگی بر پایۀ عشق‌ورزی، دربارۀ همبستگی از جانب کشورهای اروپایی گفت: «فروتنی، تواضع و درک پیچیدگیِ موضوع حجاب ایجاب می‌کند که در مواجهه با آن احتیاط کنیم. البته این به معنای فاصله گرفتن از موضوع نیست؛ بلکه تواضع به این معناست که بدانیم به‌واسطۀ سرمایه‌گذاری‌های سیاسی روی مسئلۀ حجاب، ابعادی از آن از چشم ما پنهان نگه داشته می‌شود.»
شیرین آسا هم‌چنین تأکید کرد که این نگاه را نباید با عافیت‌طلبیِ برخی سیاستمداران خلط کرد؛ همان‌هایی که پیچیدگی را بهانه‌ای برای شانه خالی کردن از مسئولیت و ورود نکردن به مباحث سیاسی می‌کنند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی و پسااستعماری در پایان یادآور شد که سیستم‌های افراطیِ سیاسی، همان‌طور که در ایران حضور دارند، در کشورهای اروپایی نیز وجود دارند و رویکردی به‌شدت نژادی دارند. این افراط‌گرایی به گفتۀ او اغلب از سوی راست‌گرایان رخ می‌دهد، اما در جریان چپ نیز دیده می‌شود. به زعم او، جریان چپ با نادیده گرفتن طیف‌های مختلف مردم، تفاوت‌های آنان و میزان دسترسی نژادها و زبان‌های گوناگون به رفاه اجتماعی، پیچیدگی‌ها را نادیده گرفته و مردمانی را حذف کرده است.