«نوید» آزادی با پرواز «شاهین» - مرجان

بر سیم های خاردار سبز خواهیم شد
که ریشه در خون داریم
بعد از ۴۳ سال مقاومت و مبارزه علیه سریر جنایت، دیگر همه آن راز مگو را می دانند.
ناآگاهی یا عدم اتحاد بین مردم یا به فرض تدبیر و دانایی طرف مقابل، هیچ یک مانع پیروزی، آنچنان که در انتخابات اخیر و جمعه قهر ثابت شد، مساله و گره کور حاکمان نیست.
بین مردم که می روی و راز سکوت را جویا می شوی با یک پدیده، که سدی برابر جریان خروشان خلق شده است، برخورد می کنی: ترس
زیرا در این مورد خاص همه متفق القول هستند که دشمن برای حفظ قدرت خویش از هیچ جنایتی نه تنها ابایی ندارد که به آن افتخار هم می کند و به خود می بالد که؛ دشمنی با ما دشمنی با خداست و حکم دشمن خدا هم که واضح و مبرهن است.
بله این طلسمی که زبان بند مردم شده و مجسمه وار نظاره گرشان ساخته، ترس است، ترس .
اکنون زمانی است که ما به ققنوسهایی شجاع نیازمندیم، به شیردلانی که هیبت مرگ را در هم شکسته و با گردنی برافراشته یک گام به عقب ننهند و ترس را به بازی بگیرند.
یکی از این دلاور مردان «شاهین ناصری» است. مردی که حتی اتهام سیاسی ندارد اما برای دفاع از حق یک مظلوم سرسختانه ایستاد و بر شکنجه های «نوید افکاری» شهادت داد. هر چه آزارش دادند و تهدیدش کردند ذره ای عقب ننشست. گر چه خانواده اش چشم به راه بازگشت او بودند اما راهش را انتخاب کرد: مسیر باطل السحر ترس شدن. و سخنورانه از زندان پیام داد که ای مردم نتیجه سکوت طناب داری است که به نوبت به همه خواهد رسید.
نه سیاسی بود نه میان کتابهای سنگین و رنگین دست و پا می زد و نه علم مبارزه آموخته یود، فقط می دانست نباید پا روی عدالت بگذارد و آزادی و شکوه آینده ایران را با خون خویش معامله کرد و این قصه سر پایان ندارد و از گوشه گوشه این خاک اسیر شاهینهایی به پرواز درخواهند آمد که نسل لاشخورها و کَرکَسها را براندازند.
و بیچاره دشمن که برای تخریب شخصیت والایش، او را متهم مالی و کلاهبردار خطاب می کند. وای بر شما که یک متهم عادی چنین شیرمردانه شمشیر حق خواهی به روی شما می کشد، پس با مبارزان و عاشقان خلق چه خواهید کرد.
روحش شاد که نوید انتقام را فریاد زد تا پژواکش جهانگیر گردد.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۴۲، پنجشنبه ۱ مهر ۱۴۰۰ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۱