قیام پاسخ مردم به بیداد نظام - مهدی سامع

سراپای شاکله ولایت خامنه ای از لَجَن، خون و مرگ انباشت شده و جامعه در مقابل ویروس کشنده کرونا بدون دفاع رها شده است. مردمی که به دنبال تهیه نان هستند، بدون حداقل حمایت باید در محیط های آلوده به ویروس کار کنند و روزانه شاهد مرگ و افزایش سرسام آور قیمت مواد اولیه برای ادامه حیات باشند. دروغگویی، پنهانکاری، غارتگری، بیدادگری و پیگردهای بَربَرمنشانه حکومت آن چنان ابعادی پیدا کرده که برخی از کارگزاران نظام مجبور به برملاکردن گوشه هایی از واقعیت شده اند. همزمان خامنه ای با یاوه سراییهای تکراری بر زخم عمیق جامعه نمک می پاشد و مزدوران تا دندان مسلح ولایت اش را به جان مردم انداخته تا جامعه در حال انفجار را با پیگردها و کشتارهای روزانه به تسلیم واداشته تا در اندیشه شورش و تکرار قیام سِتُرگ آبان سال پیش نباشند. این رفتار حاکمان ایران و در راس آن خامنه ای نه فقط مایه ننگ مردم ایران که لَکِه ننگ جامعه بشری است.
حکومتی که طی پانزده سال گذشته تقریباً یک و نیم تریلیون دلار درآمد ارزی داشته، نظامی که بسیاری از کارگزاران به شمول خامنه ای و تعداد زیادی از وابستگان خاص و آقازاده ها چند صد میلیارد دلار پول نقد در خارج از ایران انباشت کرده اند، دغلکارانه علت گرانی اولیه ترین مایحتاج مردم را تحریم اعلام می کند و با وقاحت بی سابقه واقعیتها را از دید جامعه پنهان می کند. باندهای های درون قدرت که برای مشارکت در قدرت و ثروت در جدال روزمره با هم هستند، وقتی پای مردم به میان می آید، به طور متحد یاوه سرایی می کنند و شلاق و سرنیزه را به رُخ مردم می کِشَند، چون از خیزش مردم می ترسند، وحشت دارند، کابوس سرنگونی می بینند و از خشم و نفرت انباشت شده، نه زیر پوست جامعه که در سطح آن با خبر هستند. آنها می دانند که مردم مسئول اصلی در همه گیری گسترده کرونا را تمامیت رژیم می دانند. آنها می دانند که مردم از دروغگویی و پنهانکاری آنها به خوبی آگاه هستند. آنها می دانند که مردم از زندگی اشرافی حاکمان به خاطر وجود شبکه های گسترده آگاهی رسانی (مجازی و حقیقی) اطلاع دارند و می دانند که داشتن رتبه اول در جانباختن از ویروس کرونا، نسبت به جمعیت، محصول حکومتی است که فقط و فقط چپاول، غارت و سرکوب می کند.
سران حکومت و در راس آن خامنه ای از ابتدای همه گیری ویروس کرونا با دروغگویی و ناچیز شمردن خطر این ویروس با پنهان‌ کاری، برگزاری شعبده بازی انتخابات، تداوم پروازهای ماهان ایر به چین، بازگذاشتن مرزها و انجام پروازهای بین المللی، قرنطینه‌ نکردن شهرها به ویژه شهر قم، هزینه نکردن از اموال دزدی شده از مردم، موجب همه گیری گسترده کرونا شدند و رذیلانه مقصر را مردم معرفی می کردند و می کنند.
کارگزاران حکومت وقاحت را به جایی رسانده اند که مردم را در همه گیری کرونا مقصر اعلام می کنند. به طور نمونه آخوند صدیقی، امام جمعه موقت تهران، علت پیدایش کرونا را «گناهان مردم» اعلام کرد و این گفته شرم آور سبب آن شد که آخوند مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی در روز سه ‌شنبه ۲۲مهر گفت: «شاید این حضرات به ‌دلیل برخورداری از شرایط خوب زندگی، خبری از مشکلات معیشتی مردم ندارند که این‌ گونه سخن می ‌گویند. برخورداری از درآمد مناسب، امکانات رفت و آمد، خانه وسیع و مجهز، محافظ، مهمانیهای آن‌چنانی، طبعاً هر انسانی را از آنچه در جامعه می‌ گذرد بی ‌خبر می‌کند. همین بی‌خبری است که باعث می ‌شود آمدن کرونا را به گردن عملکرد مردم بیاندازند».
اما مردم در این شرایط راه تسلیم را انتخاب نکرده و از هر فرصتی برای نشان دادن خشم و انزجار خود استفاده می کنند و به طور روزانه و به شکلهای مختلف اعتراض می کنند و همین ظرفیت موجود در جامعه است که تضادهای درون هِرَم قدرت را تشدید کرده و برخی را به فاش کردن گوشه هایی از واقعیت وادار می کند.
مسعود مردانی، عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا، آمار مرگ ‌و میر ناشی از کرونا که وزارت بهداشت رژیم هر روز اعلام می ‌کند را «غیر واقعی» دانست و گفت که آمار واقعی «دو و نیم برابر» آمار رسمی است. (ایسنا، سه ‌شنبه ۲۹ مهر)
دکتر محمد علوی، معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفت: «در این استان هم اکنون از هر ده بیمار بستری شده در آی سی یو، ۵ بیمار می میرد. اگر این گونه پیش برویم، مرگ و میر نیز افزایش می ‌یابد.» وی در مورد آمارهای رسمی کرونا گفت: «اگر هم بیماری را سانسور کنیم، گورستان را نمی ‌توانیم سانسور کنیم و مرگها قابل مخفی کردن نیستند. (ایسنا، دوشنبه ۲۸ مهر)
ایرج حریرچی، معاون وزارت بهداشت ایران در برنامه تلویزیونی، از بالاتر بودن تعداد واقعی جان ‌باختگان کرونا نسبت به آمار رسمی اعلام شده خبر داد و گفت تعداد جانباختگان كرونا ۷/۱ تا ۲/۲ برابر اعداد اعلام شده رسمي است.
نمکی وزیر بهداشت رژیم گفت: «گفتند تا پایان اردیبهشت اتوبوس اضافه می‌شود، اما یک اتوبوس هم اضافه نشد. تقاضا کردیم هر کس ماسک نزد، جریمه کنید، اما بروید آمار را در بیاورید که چند نفر را جریمه کردند. گفتیم جاده ببندید، چندتا را بستند؟ این‌طور که نمی ‌شود اپیدمی جمع کرد. اگر این بال شکسته ما را ترمیم نکنند، اپیدمی در این مملکت جمع نمی ‌شود و ما ته رودخانه باید جنازه جمع کنیم. اگر روزی قرار باشد که عدم توفیق در مدیریت اپیدمی را به حساب وزارت بهداشت بنویسند، دهانم باز خواهد شد و خواهم گفت که چه کسانی چه کردند» (خبر فوری، سه شنبه ۲۹مهر)
این سخنان که از میان دهها مورد مشابه انتخاب شده، نشان می دهد که تلفات ناشی از کرونا به شکل آگاهانه پرده پوشی می شود. اما این پنهانکاری تا حدی می تواند کارکرد داشته باشد و سرانجام به خاطر فشار جامعه برخی از کسانی که نقشی در قدرت و یا پیرامون آن دارند مجبور به پرده دری می شوند.
اما کرونا تنها موضوع کِشمَکِش درون قدرت نیست. جدال بر سر سیاست جهانی از مواردی است که به زخم کهنه در درون رژیم تبدیل شده و جا به جا سر باز می کند.
روز دوشنبه ۲۱ مهر خامنه ای در قرنطینه کامل و در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانش‌ آموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح از «امنیت نظام» صحبت کرد و گفت: «عده ای ترسو در داخل به اسم عقلانیت خواستار انفعال و فرار از مقابل دشمن هستند.... و ترسوها حق ندارند از عقلانیت صحبت کنند.»
در واکنش به این سخنان روز چهارشنبه ۲۳ مهر، حسن روحانی در نشست هیات دولت موضوع «صلح امام حسن» را پیش کشید و گفت جنگیدن در زمان صلح خطا است به ویژه اگر «زورمان به دشمن نمی رسد و مردم هم طالب صلح هستند. ... من در مسجد رفتم برای مردم سخنرانی کردم و دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح می ‌خواهند و وقتی که مردم این را می‌خواهند، صلح را انتخاب می‌ کنم.»
گرچه دو طرف آدس مشخص طرف مورد خطاب خود را ندادند، اما همگان می دانند که موضوع چیست. روحانی که برای سازش آمده بود و پس از برجام یک از برجامهای ۲ و ۳صحبت کرده بود با برنامه موشکی و مداخله گری آشوبگرانه، در عمل خلع ید شد بدون این که به طور رسمی کنار گذاشته شود. اکنون که حکومت در اوج بحران است، از فرصت استفاده کرده و یک بار دیگر «صلح امام حسن» را با کپی برداری از خامنه ای پیش کشیده و به نوعی به نخبگان طرفدار سازش و مماشات پیام می دهد. به دنبال سخنان روحانی موجی از مخالفت با رئیس دولت راه افتاد. گروهی از مجلس نشینان از باندهای موسوم به اصول کرا تصمیم به استیضاح و برکناری او گرفتند و حتی برخی از اصلاح طلبان حکومتی که اکنون در حاشیه قدرت هستند (برای نمونه عباس عبدی و حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی)، پیش نهاد استعفای او را مطرح کردند. حسین شریعتمداری در سرمقاله روز سه‌ شنبه ۲۹ مهر روزنامه کیهان، اصلاح ‌طلبان و «غربزدگان داخلی» را متهم کرد که با دعوت از حسن روحانی برای استعفا، در راستای اجرایی کردن طرح آمریکایی «دولت بی ‌سر» تلاش می‌کنند. او طرح استیضاح برخی از مجلس نشینان را « آب ریختن نا‌خواسته به آسیاب توطئه «دولت بی ‌سر» از سوی دشمن اعلام کرد.
می دانیم که مساله اصلی در جدال باندهای درون قدرت «امنیت و بقا» در برابر مردمی است که ادامه رژیم ولایت فقیه با تمام باندها و دسته بندیهای درونی آن و استبداد دینی را بر نمی تابند و خواستار سرنگونی آن هستند. بر سر این مساله اصلی و برای تحقق نیافتن خواست و اراده مردم است که راهبردهای متفاوت ارایه می شود. این یادداشت را با فرازهایی از دیدگاه احمد نقیب زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل که کانون مساله را مشخص می کند پایان می دهم. وی می نویسد: «مساله به جبر شرایط باز می ‌گردد. چون [رژیم] ایران چاره ای جز مذاکره با ایالات متحده آمریکا ندارد. حتی معتقدم شرایط کشور، به خصوص در حوزه سلامت، معیشت و اقتصاد به حدی بحرانی است که در صورت پیروزی مجدد دونالد ترامپ هم باید به فکر مذاکره با آمریکا بود. چون قطعاً با پیروزی مجدد دونالد ترامپ شرایط برای افزایش فشار بر [رژیم] ایران از جانب کاخ سفید بیش از پیش مهیا خواهد بود. در این صورت قطعاً جمهوری اسلامی ایران، نه در میان مدت که حتی در کوتاه مدت هم نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. ... راهبرد نه جنگ و نه مذاکره، مرگ تدریجی کشور است و نمی‌ توان در صحنه عمل و در کوتاه مدت روی تداوم آن حساب باز کرد. اتفاقا خود همین راهبرد کشور را به اینجا رسانده است.
لذا جبر شرایط که پیشتر از آن یاد کردم اجازه نمی‌ دهد که این راهبرد کماکان به قوت خود تداوم پیدا کند. خصوصا آنکه اکنون بستر برای شکل‌ گیری شورشها و اعتراضاتی به مراتب جدی تر از پاییز سال گذشته وجود دارد که می تواند این راهبردها را به شدت تحت الشعاع قرار دارد.» (رسانه حکومتی ساعت ۲۴، شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹)

منبع: نبرد خلق شماره ۴۲۹، پنجشنبه اول آبان ۱۳۹۹ ـ ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰