روژآوا خاری‌ست در چشم حکومت‌ها و در راس همه دولت فاشیست ترکیه! - بهرام رحمانی


[email protected]

رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری نژادپرست و دیکتاتور ترکیه هنگام سخنرانی در کنفرانس دادگستری‌های کشورهای ناظر و عضو سازمان همکاری اسلامی در استانبول، اعلام کرد که ارتش ترکیه، به زودی عملیاتی را علیه یگان‌های مدافع خلق که بخش‌هایی از شمال سوریه را در کنترل خود دارند و آمریکا هم از آنان حمایت می‌کند انجام می‌دهد. اردوغان جمعه 14 دسامبر 2018 - 22 آذر 1397، در بخشی از سخنانش در کنفرانس دادگستری‌های کشورهای ناظر و عضو سازمان همکاری اسلامی، یک‌بار دیگر این تهدید را تکرار کرد. شامگاه گذشته ارتش ترکیه در شمال عراق، در شهر سنجار و نزدیکی کوهستان قندیل عملیاتی را علیه پ.ک.ک آغاز کرده است. آمریکا و ترکیه با هم توافق کرده‌اند که کردهای شمال سوریه از شهر منبج خارج شوند. دولت ترکیه اما می‌گوید آمریکا در اجرای این معاهده تعلل می‌کند. اردوغان در سخن‌رانی نژادپرستانه و جنگ‌طلبی خود در استانبول، ادعا کرد:
«ترکیه باید این سازمان‌های تروریستی را نابود کند یا این‌که به‌دست آن‌ها نابود خواهد شد. با صراحت می‌گویم: ما سازمان‌های تروریستی در شمال سوریه را برای همیشه نابود می‌کنیم. آمریکا 22 پایگاه در شمال سوریه دارد و بیش از 20 هزار کامیون سلاح و خودروی نظامی به این منطقه منتقل کرده. چه کسانی این تسلیحات را دریافت کردند؟ پ‌.ک‌.ک، پ.‌ی.‌د و ی.‌پ.‌گ… و آن‌ها در نهایت از این سلاح‌ها برای حمله به ترکیه استفاده می‌کنند.»
اردوغان، ادعا کرد که کشورهای غربی در نظر داشتند «تروریست‌ها» را به شرق فرات منتقل کنند، اما ترکیه نقشه آنان را به هم زد:
«نگذاشتیم در این کار موفق شوند. البته ما زمان زیادی را در موضوع شرق فرات از دست دادیم، به همین خاطر حتی یک روز هم برای عملیات در شرق فرات تعلل نخواهیم کرد..»
طبق توافقی که در ژوئن - خرداد گذشته بین ترکیه و آمریکا حاصل شد، نیروهای دو کشور که به‌صورت مستقل در منبج گشت‌زنی می‌کردند، تحت آموزش قرار گرفتند تا گشت‌زنی را به‌صورت مشترک انجام دهند. گشت‌نظامی مشترک بخشی از توافق کلی آمریکا و ترکیه درباره یک نقشه راه برای همکاری‌های بیش‌تر در منبج است. آمریکا به ترکیه هشدار داده که هرگونه عملیات نظامی در شمال سوریه این توافق و لاجرم امنیت ترکیه را به‌خطر می‌اندازد.
مظلوم کوبانی یکی از فرماندهان نظامی روژآوا، روز گذشته اعلام کرده بود که یگان‌های مدافع خلق با هرگونه تعرض نظامی ارتش ترکیه مقابله می‌کنند.
شورای اجرایی دولت خودگردان در شمال و شرق سوریه از جامعه جهانی، خواسته باست تا به دلیل آن‌چه نقض قوانین بین‌المللی نامیده، با طرح‌های خصمانه اردوغان مقابله کنند.



اردوغان پیش‌تر نیز ترکیه اعلام کرده بود که عملیات نظامی علیه سرزمین‌های حومه شرقی رود فرات در شمال سوریه در چند روز آینده آغاز خواهد شد. جامعه جهانی نباید در مقابل این اظهارات جنگ‌طلبانه اردوغان، سکوت کند. سکوت سبب خواهد شد که یک قتل‌عام بزرگی شبیه همان قتل‌عامی که در کانتون عفرین صورت گرفت تکرار شود. روسیه در اوضاع جهانی و سکوت دولت‌ها، به ترکیه اجازه داد عفرین را به‌مدت 58 روز بمباران کند. اکنون طرح قتل‌عام قهرمانان کوبانی و غیره روی میز اردوغان فاشیست و آدم‌کش است. اگر آسمان روژاوا بر روی هواپیماهای جنگی ترکیه - ناتو دوباره باز شود دریاچه خون جاری خواهند کرد. بنگاه‌های خبری ترکیه از هم‌اکنون بر طبل جنگ می‌کوبند و برای یک کشتار خونین زمینه‌سازی می‌کنند. روژاوا ده‌ها هزار انقلابی جان بر کف دارد که با فداکاری‌های بزرگ، گروه‌های وحشی جهادی تحت حمایت ترکیه چون النصره و داعش و ارتش آزاد سوریه را قاطعانه شکست داده‌اند.
پس از این سخنان اردوغان، هواپیماهای جنگی ترکیه، اردوگاه پناهندگان مخمور و شنگال را بمباران کردند که در اثر این حمله، چند نفر جان باختند و تعدادی نیز زخمی شدند.
روز جمعه 14 دسامبر 2018، نیروهای روژآوا اعلام کردند که شهر هجین را از کنترل داعش خارج کرده‌اند.
مردم روژاوا انسانی‌ترین شکل زندگی شورایی و جمعی و همبستگی را در غالب خودمدیریتی‌های دمکراتیك عملی کرده‌اند. چون خود را دولت نمی‌دانند و بخشی از سیستم جهانی سرمایه‌داری محسوب نمی‌شوند محکوم به قتل‌عام شده‌اند!
نیروهای دموکراتیک سوریه، شهرک هجین در شرق سوریه، آخرین منطقه تحت کنترل داعش در استان دیرالزور را آزاد کردند. خبرگزاری فرانسه روز جمعه 23 آذر ماه به نقل از دیدبان حقوق بشر سوریه اعلام کرد نیروهای دموکراتیک سوریه شهرک هجین در استان دیرالزور را به‌طور کامل کنترل کردند.
بنا به گزارشات نیروهای دموکراتیک سوریه متشکل از گروه‌های کرد و عرب توانستند شهر هجین که یکی از بزرگ‌ترین شهرهای واقع در آخرین مناطق تحت کنترل گروه داعش در شرق سوریه است، را بازپس ‌گیرند.
نیروهای سوریه دموکراتیک از 10 سپتامبر گذشته، عملیات بیرون راندن گروه داعش از مناطق تحت کنترل در حومه شرقی دیرالزور را آغاز کرده بودند.
این نیروها 6 دسامبر جاری و در پی حمله‌ای گسترده توانستند به شهر هجین وارد شوند اما با «دفاع سرسختانه عناصر داعش» در این شهر مواجه شدند و با ادامه درگیری‌ها، عناصر داعش با استفاده از شبکه تونل‌های خود مجبور به عقب‌نشینی به مناطق شرقی این شهر شدند.
نیروهای داعش هم‌چنان بخش‌های بزرگی از آخرین منطقه را تحت کنترل دارد که شامل تعدادی از شهرها از جمله السوسه و الشفعه است.
بنا بر اعلام نیروهای سوریه دموکتراتیک، این نیروها با ایجاد «مسیرهای امن» توانستند به خروج صدها تن از غیرنظامیان از منطقه هجین کمک کنند.
گروه داعش اما در ماه‌های اکتبر و نوامبر گذشته با استفاده از ناپایداری‌های جوی و هم‌دستی عناصر مخفی‌اش در محیط این منطقه، توانست ضد حملاتی را علیه نیروهای سوریه دموکراتیک انجام دهد و آن‌ها را پس از آن‌که در میدان جنگ پیشروی‌‌هایی کردند، مجبور به عقب‌نشینی کند.
بنا بر آمار دیدبان حقوق بشر سوریه، از زمان آغاز حمله در ماه سپتامبر گذشته بیش از 900 تن از عناصر داعش و 500 تن از نیروهای سوریه دموکراتیک کشته شدند.
دیدبان حقوق بشر هم‌چنین تعداد غیرنظامیان کشته شده در جریان این درگیری‌ها را 320 تن گزارش داده که نزدیک به 115 تن از آن‌ها کودک هستند که اغلب آن‌ها در پی حملات هوایی نیروهای ائتلاف بین‌المللی کشته شده‌اند.

اکنون عملیات نظامی برای آزادسازی مناطق باقی‌مانده تحت کنترل شبه‌نظامیان داعش در شرق سوریه با چالش ترکیه مواجه شده است. رجب طیب اردوغان روز چهارشنبه با تهدید کردن غرب کردستان، از آغاز عملیات نظامی طی چند روز آینده در شرق رودخانه فرات خبر داد.
شورای اجرایی اداره خودگردان در شمال و شرق سوریه روز پنج‌شنبه 22 آذر - 13 دسامبر برای مقابله با تهدیدهای رجب طیب اردوغان رییس‌جمهوری آمریکا، فراخوان «قیام عمومی» داد.
سخنگوی نیروهای مدافع خلق‌(ی.پ.گ) همان روز به تهدیدات رییس جمهور ترکیه پاسخ داد. نوری محمود به خبرنگار کردستان24 گفت: «اگر ترکیه خواهان جنگ است، ما هم برای یک پاسخ شدید آماده هستیم.»
مولود چاوش‌اغلو وزیر خارجه ترکیه در تماس تلفنی با همتای آمریکایی خود، وی را از نیت ترکیه برای آغاز عملیان نظامی در شرق فرات‌(غرب کردستان) مطلع کرده است.
ائتلاف اپوزیسیون سوریه مورد حمایت آنکارا هم از آمادگی 25 هزار از عناصر مسلح خود برای مشارکت در عملیات نظامی ترکیه علیه مردم کرد در سوریه خبر داده است.
صالح مسلم رییس پیشین حزب اتحادیه دموکرات در واکنش به اظهارات اردوغان به خبرنگار کردستان24 گفت: «ترکیه در تلاش برای نجات داعش است.»
تهدیدات اردوغان در حالی است که نیروهای دموکراتیک سوریه از آزادسازی شهر هجین در شرق روخانه فرات، آخرین منطقه تحت کنترل داعش خبر دادند.
آلدار خلیل مسئول روابط خارجی جنبش جامعه دموکراتیک TEV-DEM، با اشاره به نزدیک شدن آزادسازی هجین، در واکنش به تهدیدات اردوغان گفته است: «هدف اردوغان از تهدید به حمله به شرق رودخانه فرات نجات داعش و تداوم این سازمان تروریستی است.»
ترکیه در آبان ماه مناطقی از کوبانی و گری‌سپی‌(تل ابیض) را توپ‌باران کرد.
خودمدیریتی شمال و شرق سوریه برای مقابله با تهدیدهای رجب طیب اردوغان، بسیج عمومی اعلام کرده است. خبرگزاری فرات، پنج‌شنبه 13 دسامبر 2018، خبر داد که شورای رهبری خودمدیریتی شمال و شرق سوریه در مورد تهدید مناطق شمال و شرق سوریه توسط اردوغان، بیانیه‌ای منتشر کرد. متن این بیانیه در پایان همین مطلب آمده است.
اکنون در پی تهدید رجب طیب اردوغان، به آغاز عملیات نظامی مجدد علیه روژآوا، نیروهای مدافع خلق و مردم روژآوا به‌حال آماده‌باش درآمده‌اند.
اردوغان، روز چهارشنبه 21 آذر ماه 1397 - 12 دسامبر 2018، در جریان یک نشست دفاعی در ترکیه، گفته است کشورش به اهدافی در شرق رود فرات حمله خواهد کرد. اردوغان گفته هدف از این حمله «آزادسازی» این مناطق از «حزب کارگران کردستان» و متحدان آن در سوریه، «حزب اتحاد دمکراتیک» است.
رسانه‌های ترکیه به‌نقل از رییس‌جمهوری آن کشور، اعلام کردەاند که «اینک وقت آن است که شرق فرات را از گروه‌های تروریستی پاک‌سازی کنیم.»
آمریکا در حالی‌که به تازگی برای شناسایی و دستگیری سه تن از رهبران حزب کارگران کردستان‌(پ.ک‌.ک)، جایزه تعیین کرده و این حزب را «تروریست» می‌داند، ظاهرا در این مورد به ترکیه هشدار داده است.
ساعاتی پس از انتشار اظهارات تازه اردوغان، شان رابرتسون، سخن‌گوی پنتاگون گفت که «اقدام نظامی یک‌جانبه در شمال شرق سوریه از سوی هر کسی که باشد، به‌ویژه که پرسنل آمریکایی ممکن است در منطقه یا در مجاورت آن باشند، به‌طور جدی باعث نگرانی‌ست.»
سخن‌گوی وزارت دفاع آمریکا می‌گوید: «ما نمی‌توانیم و نباید در این بازه حیاتی به داعش اجازه تنفس بدهیم؛ در غیر این صورت، پیشرفت‌های چشم‌گیری که ما و متحدانمان در ائتلاف به‌دست آورده‌ایم، به خطر می‌افتد و این امکان وجود دارد که داعش دوباره پا بگیرد.»
بی‌تردید نباید کسی به این ادعای کاخ سفید اهمیتی نمی‌دهد. چرا که اولا در هر شرایطی ترکیه متحد آمریکاست. دوما حاکمیت آمریکا نیز مانند حاکمیت‌های روسیه، ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل، اتحادیه اروپا و...، به‌دنبال منافع خود در جنگ داخلی سوریه است و هرگز نه دلش برای مردم سوریه می‌سوزد و نه برای مردم روژآوا. در بیش از هفت سال جنگ داخلی سوریه، صدها هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند و چند میلیون نفر نیز در داخل سوریه و خارج از ان آواره شده‌اند. این جنایت بزرگ علیه مردم سوریه، نتیجه بده و بستان‌ها و رقابت‌های دولت‌هاست. یعنی مردم سوریه قربانی رقابت‌های دولت‌های سرمایه‌داری منطقه و جهان هستند. حاکمیت‌های روسیه و آمریکا و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن‌ها، عامل اصلی جنگ داخلی سوریه هستند و هم عامل جنگ‌های احتمالی آینده در منطقه بحرانی خاورمیانه‌اند همان‌طور که در گذشته نیز عامل جنگ‌ها و کشتارهای زیادی بوده‌اند.
هم‌چنین حوالی ساعت 21 شب پنج‌شنبه 13 دسامبر 2018 به‌وقت محلی، جنگنده‌های ارتش متجاوز ترک کمپ آوارگان مخمور را بمباران کردند. کمپ پناهجویان مخمور، زیر نظر سازمان ملل و شنگال، قرار دارد. یعنی همان جایی که نادیا مراد جایزه صلح نوبل 2018 ضد.
مخمور در استان نینوا و در فاصله 100 کیلومتری اربیل واقع شده است و در سال 1998 میلادی توسط سازمان ملل متحد جهت اسکان دادن کردهای آواره‌ای که در سال 1944 براثر حملات ارتش ترکیه به اقلیم کردستان آواره شده بودند، تاسیس شد. به مرو زمان و با فعالیت‌های حزب کارگران کردستان ترکیه پ.ک.ک در مخمور، مردم این شهر تبدیل به‌یکی از منابع عظیم نیروی انسانی پ.ک.ک شدند و آواره‌های این کمپ داوطلبانه و آگاهانه در حمایت از پ.ک.ک نقش برجسته‌ای ایفا کردند. نیروهای پ.ک.ک هم‌زمان در منطقه شنگال نبرد سختی با تروریست‌ها انجام داده‌اند.
کمیته نروژی نوبل از میان 331 کاندیدا، نادیا مراد، دختر ایزدی رها شده از دست داعش و دکتر دنیس موکویگی، از جمهوری دموکراتیک کنگو را به‌عنوان برندگان جایزه صلح نوبل سال جاری میلادی انتخاب کرد.
نادیا مراد باسی طه، دختر جوان ایزدی که مدتی پیش توانست خود را از دست داعش به‌عنوان برده جنسی نجات دهد. پس از این نادیا به‌عنوان سفیر حسن‌نیت سازمان ملل در راستای ارج نهادن به بازماندگان قاچاق انسان انتخاب شد. نادیا مراد پس از انتخاب به‌عنوان سفیر حسن‌نیت سازمان ملل خواستار برقراری عدالت برای قربانیان حملات داعش شد و حملات 2014 داعش علیه ایزدی‌ها را نسل‌کشی خواند.
وی در اوت 2014 توسط نیروهای داعش از خانه‌اش در روستایی در نزدیکی شهر سنجار در شمال عراق ربوده شده و در طول اسارتش بارها مورد تجاوز و تعرض جنسی نیروهای داعش قرار گرفت و چندین بار فروخته شد. نادیا پس از سه ماه توانست در موصل از دست داعش فرار کند و خود را مخفیانه به اقلیم کردستان عراق برساند.
نادیا می‌گوید: من در آن‌جا تنها نبودم اما شاید خوش‌شانس بودم که توانستم راهی برای فرار پیدا کنم، بسیاری نتوانسته‌اند از دست داعش فرار کنند.



نادیا مراد، در جلسه شورای امنیت سازمان ملل که حدود سه سال پیش بود سخنانی درباره برده‌داری داعش و ظلم و ستم آنان به زنان و کودکان به زبان آورد و اعضای جلسه این شورا را به گریه انداخت.
نادیا در همان جلسه گفت: درخواست ما از شورای امنیت این است که برای آزادسازی بیش از 3 هزار و 400 زن و کودک ایزدی از دست داعش وحشی و بی‌رحم تلاش کند، قاچاق انسان را کشتار جمعی بداند، پرونده‌ای در دیوان کیفری بین‌المللی برای پیگیری جرایم و جنایات داعش باز کند و همه مناطق ایزدی‌نشین اشغالی را آزاد کرده و روستای کوجو را برای دفن کشته‌های ایزدی بازپس بگیرد.
در گزارش سازمان ملل که بر اساس مصاحبه با چندین تن از بازماندگان جنایات داعش چند سال پیش تهیه شده، آمده بود که شبه‌نظامیان خارجی داعش از اوت 2014، به‌طور کاملا سیستماتیک ایزدیان را در عراق و سوریه دستگیر کرده و تلاش می‌کنند تا هویت آنان را از میان ببرند. در گزارش سازمان ملل آمده، داعش تلاش کرده با وادار کردن مردان به انتخاب میان تغییر مذهب و گرویدن به اسلام یا مرگ، تجاوز به دختران جوانی که حتی کم‌تر از 9 سال داشته‌اند، فروش زنان در بازار برده‌فروشی و وادار کردن پسران جوان به جنگیدن، هویت ایزدیان را از میان ببرند.
بر اساس این گزارش، داعش با استفاده از یک اپلیکیشن رمزگذاری شده و دست‌به‌دست کردن تصاویر زنان و دختران ایزدی دستگیر شده مزایده‌های برده فروشی آنلاین را آغاز کرده بود. یکی از این زنان ایزدی به بازرسان سازمان ملل گفته که 15 مرتبه فروخته شده و به‌سختی می‌تواند تمام شبه‌نظامیانی که او را خریداری کرده‌اند به یاد آورد.
در گزارش سازمان ملل آمده است: «مقیاس جنایات مرتکب شده، ماهیت عمومی این جنایات، و این حقیقت که عاملان حساب شده و به‌طور سیستماتیک قربانیان را هدف قرار داده‌اند و هم‌چنین این مسئله که قربانیان همگی متعلق به یک گروه خاص بوده‌اند عواملی هستند به کمیسیون اجازه می‌دهد که این جنایات را نسل کشی بداند.»
داستان نادیا مراد که از دست داعش فرار کرده و حالا به‌همراه خواهرش در آلمان زندگی می‌کند، کمک کرده است که مردم تا حدودی تصویر روشن‌تری از زندگی زنان اسیر در دست نیروهای آدم‌خوار و وحشی داعش داشته باشند.
حال پس از گذشت آن روزهای سخت نادیا مراد دختر ایزدی رها شده از دست داعش جایزه نوبل صلح 2018 را کسب کرده است.
مخمور یک زیستگاه انسانی موقت ساخته شده برای پذیرش پناهجو و کسانی است که در این منطقه آواره شده‌اند. مخمور قبلا یک اردوگاه کردهای ترکیه بود که به‌تدریج به یک شهر تبدیل شد. این کردها از دست خشونت‌های فرقه‌ای داعش و ارتش ترکیه در 35 سال 1392 فرار کرده بودند.
احمد عبدو، مسئول این اردوگاه در سال 1393، گقته بود: «هر روز 100 تا 150 خانواده به این‌جا وارد می شوند. این خانواده ها روزانه و طی هر 24 ساعت شامل 600 تا 700 تن می‌شوند.»
در جریان حملات وحشیانه ارتش ترکیه در دهه 80 میلادی میان به حزب کارگران کردستان و روستاها و شهرها، هزاران روستای استان‌های حکاری و شرناخ تخریب شدند. بسیاری از ساکنان این روستاها از بیم جنگ به اقلیم کردستان پناه برده و در نهایت این افراد با همکاری سازمان ملل و دولت وقت عراق در چندین کمپ پناهندگان مخمور اسکان داده شدند.
این کمپ و شهر مخمور در آگوست سال 2014 و عقب‌نشینی نیروهای عراقی و پیشمرگه‌های اقلیم کردستان عراق، هدف حملات وسیع گروه دولت اسلامی قرار گرفت که با مقاومت گریلاهای پ.ک.ک قرار گرفت. ده‌ها تن از نیروهای دفاعی این کمپ و گریلاهای پ.ک.ک جان خود را از دست دادند.



حتی برخی منابع نزدیک به پ.ک.ک خبر دادند که برنامه حمله به مناطق شنگال و مخمور توسط تروریست‌های داعش، از برنامه‌های دولت ترکیه بوده تا نیروهای پ.ک.ک و ی.پ.گ را به این منطقه کشانده و در زیر چتر حوادث و رویدادهای جاری به آن‌ها ضربه بزند!
هواپیماهای جنگنده ترکیه، همواره برفراز آسمان اردوگاه مخمور و نواحی اطراف آن برای به‌دست آوردن اخبار و اطلاعات در خصوص نیروهای حزب کارگران کردستان ترکیه پ.ک.ک و و ی.پ.گ مستقر در این منطقه، همواره به پرواز در می‌آیند و مواضع پ.ک.ک و هم‌چنین روستاهای این منطقه را بمباران می‌کنند.
از سوی دیگر، زبیر آیدار عضو شورای رهبری کنگره ملی کردستان‌(ک.ن.ک) به خبرگزاری فرات گفته است: نیروها و سازمان‌های کردها در داخل و در خارج از آن روز 15 دسامبر 2018 در بروکسل گرد هم خواهند آمد.
در این گردهمایی هم بر ضد تصمیم آمریکا در مورد سه پیشاهنگ پ.ک.ک موضعی ملی اتخاذ خواهد شد و هم در مورد تهدیدهای اردوغان بحث و بررسی خواهد شد.
آیدار هم‌چنین گفت: تصمیم دونالد ترامپ بر ضد رهبران مبارز کرد، تصمیمی بر ضد انقلاب خلق کرد و دستاوردهایش است. به همین دلیل لازم است موضعی ملی در مقابل این تصمیم ایالات متحده اتخاذ شود.
زبیر آیدار هم‌چنین گفت: خلق کرد در همه جا بر ضد این تصمیم آمریکا به پا خواسته است اما ما می‌دانیم این کافی نیست. به‌همین دلیل لازم دانستیم برای مقابله با این اقدام و درست کردن یک موضع ملی مناسب، گردهمایی ترتیب دهیم. به همین دلیل از احزاب و سازمان‌ها و ادارات درخواست کردیم تا در گردهمایی‌مان شرکت کنند.
آیدار در ادامه گفت که آن‌ها برای احزاب و سازمان‌ها و طرف‌های کردی دعوت‌نامه ارسال کرده‌اند و اکثر آن‌ها پاسخ مثبت به این دعوت داده‌اند.
آیدار در ادامه‌سخنانش گفت: در این گردهمایی نه تنها تصمیم آمریکا، بلکه تهدیدهای اردوغان رییس جمهور ترکیه در مورد حمله به شمال و شرق سوریه نیز بررسی خواهند شد.
آیدار اعلام کرد، ما تلاش‌ها و سخنان اینچنینی دشمن را جدی می‌گیریم. آمریکا هنوز در تلاش است تا با ترکیه تعادل ایجاد کند و همین امر به ترکیه جسارت می‌بخشد.
زبیر آیدار یادآور شد که دلیل تهدیدهای اردوغان، دشمنی با کردهاست. دلیل دیگر آن نجات داعش می‌باشد، زیرا داعش در حال نابودی‌ست.
زبیر آیدار عضو شورای رهبری ک.ن.ک هم‌چنین گفت: یک ماه پیش داعش پایان می‌پذیرفت، تنها یک منطقه‌ کوچک در دست آن‌ها بود، اما ترکیه شروع به حمله به روژاوا کرد و سبب شد تا داعش زنده بماند.
آیدار در پایان سخنانش گفت: ما تهدیدهای دولت ترکیه را جدی قلمداد می‌کنیم و باید همگان به این تهدیدها واکنش جدی نشان دهند.
دولت حزب عدالت و توسعه که در سال‌های اخیر از قضیه سرکوب‌ها بعد از کودتای نافرجام ژوئیه 2016 گرفته تا سرکوب اعتراضات مردم ترکیه و سرکوب حزب دموکراتیک خلق‌ها و زندانی کردن رهبران این حزب و نمایندگان پارلمانی این حزب، دست زده است.
حمله نظامی ترکیه به عفرین نیز با چراغ سبز روسیه و سکوت آمریکا و ناتو همراه بود چرا که روسیه علاوه بر در اختیار داشتن چند صد نیروی نظامی در شرق این شهر، کنترل حریم هوایی این منطقه را نیز در دست داشت.
پس از به‌قدرت رسیدن «حزب عدالت و توسعه» به رهبری رجب طیب اردوغان در سال 2001 میلادی در ترکیه، این حزب تلاش کرد تا تغییرات بنیادی را در سیاست خارجی این کشور وارد کند. طی این فرایند، حکومت حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان روند غرب‌گرایی و شمولیت این کشور به اتحادیه اروپا را که سال‌ها قبل آغاز شده بود، کندتر ساخت و تمرکز سیاست خارجی این کشور را از پیوستن به اتحادیه اروپا معطوف به تامین ارتباط با کشورهای همسایه ساخت؛ زیرا انتظار طولانی ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا، فرصت‌های اردوغان را در راستای عثمانی‌گری می‌سوزاند.
این جهت‌گیری ترکیه، برای نخستین‌بار از سوی حزب رفاه به رهبری نجم‌الدین اربکان در نیمه دوم دهه نود مطرح شده بود. نجم‌الدین اربکان پس از رسیدن به مقام نخست‌وزیری ترکیه در سال 1996، تلاش کرد تا کنفدراسیون کشورهای اسلامی را شکل دهد و به تصور خودش ترکیه را از بند کشورهای غربی و آمریکا برهاند. اربکان توانست نخستین گام‌های عملی را با تشکیل اتحادیهD-8 (Developing Eight) که کشورهای ترکیه، ایران، نیجریه، مصر، پاکستان، بنگلادش، اندونزی و مالزی عضو آن بودند، آغاز کرد؛ اما کودتای نظامی در ترکیه نجم‌الدین اربکان را اجازه ندادند تا روندی را که آغاز کرده بود، به سرانجام رساند.
نظامیان ترکیه با برپایی کودتایی در سال 1997 نجم‌الدین اربکان را به زیر کشیدند، حزب رفاه را ملغا اعلام کردند و قدرت را به مسعود ییلماز سپردند. کودتای نظامیان ترکیه، جای حزب راست‌گرا - مذهبی رفاه را در این کشور خالی ساخت و رویاهای خوش حامیان این حزب را به یاس تبدیل کرد.
پیروان نجم‌الدین اربکان مدتی پس از لغو حزب رفاه، دوباره دست به کار شدند و «حزب فضیلت» را تشکیل دادند، اما دادگاه قانون اساسی ترکیه، این حزب را نیز لغو کرد. پس از آن، راست‌گرایان ترکیه احزاب «سعادت» و «عدالت و توسعه» را به ثبت رسانیدند که رهبری شاخه عدالت و توسعه را رجب طیب اردوغان به‌عهده گرفت.
حزب عدالت و توسعه که حزبی نو تاسیس بود و چهره‌های تازه نفسی مانند «اردوغان» در رهبری آن قرار داشتند، در انتخابات سال 2002 بیش‌ترین کرسی را به‌دست آورد و به این ترتیب، رجب طیب اردوغان که رهبری حزب را به‌دست داشت، به‌قدرت رسید.
با شکل‌گیری حکومت عدالت و توسعه به رهبری اردوغان روابط ترکیه با کشورهای همسایه و کشورهای عربی گرم‌تر شد. تا جایی‌که حکومت اردوغان دکترین «مشکلات صفری» را با همسایه‌گان مطرح کرد. حکومت اردوغان از یک سو شعار «صفرشدن مشکلات ترکیه با همسایه‌گان» را سر داد و از سوی دیگر، روی شکل‌دهی دکترین «امپراتوری عثمانی جدید» کار کرد و برای رسیدن به این رویا در تبانی با امریکا گام‌های عملی را در منطقه بر داشت.
یک سال پس از روی‌کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه، امریکا تصمیم گرفت تا حکومت بعث به رهبری صدام حسین را در عراق سرنگون کند. آنکارا به‌خاطر عملی‌شدن رویاهای مالیخولیایی خود در منطقه، با آمریکا در جنگ عراق همکاری کرد و تلاش نمود تا با ایفای نقش برجسته در جنگ 2003 عراق بتواند دستی‌باز در تجارت نفت و بازار عراق داشته باشد.
اما جنگ عراق رویاهایی را که اردوغان به آن دیده بود، به کابوس مبدل ساخت. سیاست‌های آمریکا در راستای همکاری با نوری‌المالکی در ساختن حکومت یک‌دست شیعی و تضعیف علوی‌های سکولار از یک‌سو عراق را به کام حکومت اسلامی ایران که رقیب تاریخی ترکیه در منطقه محسوب می‌شود، فرو برد و از سوی دیگر، جنگ‌های فرقه‌‌ای را در این کشور گسترش داد. هم‌چنان نزدیکی حکومت مالکی با ایران، دو کشور پرمدعای خاورمیانه را بیش‌تر از پیش در مقابل هم قرار داد.
لازم به یادآوری است که آمریکا پیش از حمله به عراق، از آنکارا خواسته بود تا در بدل بسته کمکی ۱۵ میلیارد دلاری، اجازه دهد 50 هزار نظامی امریکا در پایگاه‌های مرزی ترکیه با عراق مستقر شوند. این خواست ایالات متحده، طی دو بستۀ پیشنهادی به پارلمان ترکیه ارایه شد: بسته نخست شامل مدرنیزه‌کردن پایگاه‌های مذکور از سوی ایالات متحده بود که با 308 رای موافقت از سوی پارلمان ترکیه مورد تایید قرار گرفت. بسته دوم که در برگیرنده آرایش نظامیان آمریکایی در پایگاه‌های مذکور بود، از سوی پارلمان ترکیه رد شد.
یاشار یاکیش وزیرخارجه وقت ترکیه، به‌خاطر این‌که پیش از رد بسته پیشنهادی از سوی پارلمان ترکیه، با آمریکا به تفاهم رسیده بود، سیاست رعب و ترسانیدن را پیش گرفت و هشدار داد که اگر ترکیه در تبانی با آمریکا حرکت نکند، کشور مستقل کرد تشکیل خواهد شد؛ آمریکا، ترکیه را در معضل قبرس تنها خواهد گذاشت و اقتصاد این کشور افت خواهد کرد. آنکارا برای جلوگیری از آسیب دیدن روابطش با آمریکا، پایگاه‌های نظامی و فضایی ترکیه را در اختیار نظامیان این کشور قرار داد؛ اما با وجود همکاری‌های ترکیه، ایالات متحده پس از اشغال عراق، به ترکیه به‌خاطر خودسری‌هایش در اقلیم کردستان، هشدار داد.
در سال 2007، با وجود چالش‌های دیپلوماتیکی که میان ترکیه و کشورهای خاورمیانه وجود داشت، اردوغان با شرکت در کنفرانس کشور‌های خاورمیانه و عرب در مصر، مدعی نقش فعال این کشور در این منطقه شد. او پس از بازگشت از این کنفراس در سخن‌رانی در «دیابکر» از نماینده‌گی کردن این کشور از پروژه‌های آمریکا در خاورمیانه نیز یاد کرد. ایالایت متحده هم به‌خاطر مهارکردن اسلام «افراطی» و رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه، ترکیه را به‌عنوان الگو و رهبر کشورهای اسلامی مطرح کرد و موضع این کشور را تقویت کرد.
اردوغان ادعای رهبری جهان اسلام را نیز در سر داشت، از نشست «داووس» در سویس آغاز شد. اردوغان که آن دوره نخست وزیر ترکیه بود در این نشست صحبت رییس‌جمهور اسرائیل را قطع کرد و دادخواهی از حق کودکان فلسطینی نمود. تنش لفظی اردوغان با رییس جمهور اسرائیل، از او چهره‌ای ساخت که در مقابل هر «ظالم»، «شجاعانه» می‌ایستد و از حق «مظلومان» دفاع می‌کند. این جریان با همان تنش لفظی تمام نشد. در سال 2009 کشتی «ماوی مرمره» ترکیه که حامل کمک‌های انسان‌دوستانه برای مردم فلسطین بود با وجود هشدارهای اسراییل، روانه آب‌های فلسطین شد که با نزدیک‌شدن به‌هدف، با حمله سربازان اسرائیلی مواجه شد و چند نفر ترک کشته شدند. اما این حادثه و حوادث پیش از آن، هرگز سبب قطع کلی روابط سیاسی، اقتصادی میان آنکارا و تلل‌آویو نشد، بلکه در همین مقطع نیز، فضای ترکیه در اختیار هواپیماهای آموزشی اسرائیل قرار گرفت؛ آرایش نظامی «AnadoluKartallari» میان ترکیه، آمریکا و اسرائیل در منطقه صورت گرفت و ترکیه به خرید تجهیزات و اسلحه از اسرائیل ادامه داد.
تجارت میان اسرائیل و ترکیه پس از حکومت حزب عدالت و توسعه به دو برابر افزایش یافت و قرارداد سری دو خط گاز به‌نام‌های «Baku-Ceyhan»، «Sumsun-Ceyhan» و یک خط آب نوشیدنی که از زیر آب‌های آزاد ترکیه به اسرائیل تمدید می‌شد در زمان حکومت اردوغان صورت گرفت. پس از اصابت چندین خمپاره از کشور سوریه به خاک ترکیه، نخستین صدای همکاری با ترکیه را «تل‌آویو» بلند کرد که این خود نشان‌دهنده نزدیکی اسرائیل و ترکیه پس از حادثه کشتی «ماوی مرمره» است.
اردوغان پس از نمایش «قهرمان‌نمایی»‌‌اش در کنفرانس داووس و پندار مجدد احیای «امپراتوری عثمانی»، دچار خودشیفته‌گی و توهم شده بود و تصور می‌کرد که همه رویدادهای خاورمیانه باید در مشورت و هم‌سویی با ترکیه صورت گیرد. با این توهم پیش از حمله ناتو به لیبی، اردوغان تلاش کرد تا از حمله به آن کشور جلوگیری کند و حتی در سخن‌رانی خود «NATO Libya,da ne ii var»‌(ناتو در لیبی چه می‌کند) برعدم حمله بر لیبی تاکید کرد؛ زیرا شرکت‌های بزرگ ترکی در لیبی مصروف داد و ستد تجاری بودند و منافع ترکیه ایجاب می‌‌کرد تا از ثبات در آن کشور دفاع کند.
پس از حمله ناتو به لیبی، ترکیه به‌خاطر جبران خساراتی که به‌منافع‌اش وارد شده بود، در جنگ سوریه گام نخست را برداشت و خواست بشار اسد را که تا دیروز برادر خوانده اردوغان محسوب می‌شد به‌زیر بکشد تا از یک‌سو بازار این کشور را به کنترل خود درآورد و هم چنگ به چاه‌های نفت کشور بیاندازد. از جانب دیگر، در تبانی با کشورهای عرب حاشیه خلیچ فارس، از شکل‌گیری هلال شیعی جلوگیری کند و نقش حکومت اسلامی ایران را در منطقه تضعیف سازد.
با منتفی‌شدن حمه نظامی ناتو به سوریه با وتوی دو عضو دایمی شورای امنیت‌(روسیه و چین)، رویاهای اردوغان به کابوس مبدل شد. در نتیجه دولت ترکیه، دست به سیاست‌های نامتعارف در منطقه زد و به تجهیز و آموزش گروه‌های فاشیستی و مذهبی در منطقه، به‌ویژه داعش، ارتش آزاد سوریه و جبهه النصره پرداخت. مرز خود را به روی نیروهای آن‌ها باز گذاشت که از سراسر دنیا به ترکیه می‌آمدند تا آزادانه بتوانند با گروه‌های داعش، النصره، ارتش آزاد و سایر گروه‌های جنگ‌طلب در سوریه بپیوندند. به این ترتیب، از شکل‌گیری کشور مستقل «کرد» در سوریه جلوگیری کند. بسته‌شدن مرزهای کوبانی در جنگ با داعش و حمله به پ.ک.ک و حزب دموکراتیک خلق‌ها و شهرها و روستاهای مناطق کردستان‌نشین ترکیه و تخریب آن‌ها، بخش دیگری از مواضع فاشیستی اردوغان در راستای تاسیس قدرت نئوعثمانی‌گری است.
اگر به تحلیل بحران خاورمیانه دقیق‌تر و عمیق‌تر شویم، جنگ در این منطقه در کنار عواملی چون وجود بستری مناسب برای رشد گرایشات پان اسلامیسم و پان ترکیسم و وجود گروه‌های تروریستی هم‌چون داعش، عمدتا ریشه در نزاع بر سر تقسیم منافع اقتصادی منطقه و ادعاهای تاریخی- فرهنگی و زبانی دارد که ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی خود، پرچم‌داران اصلی چنین سیاست خانمان‌براندازی هستند.
اگر با واقع‌گرایی سیاست‌های داخلی و خارجی دولت ترکیه مورد بحث و بررسی قرار گیرد، دولت ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، کاری را انجام می‌دهد که کشورهای دیگر نیز به‌خاطر منافع‌شان مرتکب آن می‌شوند. آن‌چه در سیاست‌های خارجی ترکیه، قابل تعمق است. چرا که سران این کشور با گرایشات مذهبی و نژادپرستی خود، تلاش می‌کنند خود را وارث خلافت عثمانی معرفی کند. این رویکرد هم دولت‌های سنی‌مذهب از جمله عربستان سعودی و قطر را نسبت به سیاست‌های ترکیه در خاورمیانه، جنوب آسیا و آسیایی میانه حساس ساخته و هم برخی کشورهای رقیب را در مقابل ترکیه قرار داده است. تا جایی که هر یک تلاش دارند تا با شعله‌ور ساختن احساسات مذهبی و ناسیونالیستی و نژادی به منافع سیاسی خود دست یابند. این سیاست و جهت‌گیری سران ترکیه، این کشور را در معرض مخاطرات زیادی از جمله احتمال جنگ داخلی گرفته تا بحران اقتصادی تهدید می‌کند.
اخیرا به‌گزارش روزنامه جمهوریت، روزنامه انگلیسی زبان فایننشال تایمز با اتکا به گزارش‌های تحلیل آماری سه ماهه سوم مرکز آمار ترکیه اعلام کرده است اقتصاد این کشور در آینده‌ای نزدیک با رکود رو‌به‌رو خواهد شد.
تحلیل‌گران فایننشال تایمز اعلام کردند که نرخ تورم، سود بانکی و درآمدهای دولت ترکیه با هم منطبق نیستند و در شرایط فعلی، بانک‌های ترکیه ناچارند سود تسهیلات بانکی را بالا ببرند، اما با توجه به نزدیک شدن ترکیه به انتخابات شهرداری‌ها دولت اجازه چنین کاری به بانک‌ها نمی‌دهد و همین مسئله موجب بروز رکود اقتصادی خواهد شد.
این تحلیل‌ها در شرایطی منتشر شده که بخش واردات و توریسم ترکیه٬ در ماه‌های اخیر با رشد قابل توجهی روبه‌رو شده و گرانی در بازار مصرف کالاهای عمومی، قشر متوسط و فقیر جامعه را در تنگنا قرار داده است.
پیش‌تر هم اعلام شده که رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه بارها و استفاده از ابزار فشار مانع از افزایش نرخ تسهیلات بانکی شده و این مسئله را به یک ابزار سیاسی برای تداوم حاکمیت حزب خود تبدیل کرده است.
منتقدین اردوغان بر این باورند که او با اتکا به‌تصمیمات و نگرش‌های داماد خود برات البایراک‌(وزیر اقتاد)، استقلال بانک مرکزی را نادیده گرفته و سیاست پولی کشور را بر مبنای منافع حزبی تعیین می‌کند.
سر رسید شدن 370 میلیارد دلار بدهی‌های ترکیه در سال جاری اوضاع ترکیه را بیش‌تر به هم می‌ریزد. مشکل کنونی ترکیه را نباید صرفا به تحولات کنونی بین ترکیه و آمریکا و یا به‌عبارت بهتر اردوغان و ترامپ ربط داد. ترکیه از مشکلات ساختاری و پایه‌ای اقتصادی نیز رنج می‌برد که شاید از این تنش‌های سیاسی جدید در به‌وجود آمدن این شرایط موثرتر باشد. استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی، شاید یکی از ملزومات توسعه کشورها باشد اما به‌نوبه خود آسیب‌پذیری‌هایی هم در پی دارد و حداقل آن این است که باید یک سیاست محافظه‌کارانه و ترجیحا عدم رودررویی با سیاست قدرت‌های بزرگ حرکت کند. اردوغان نیز نشان داده است که به این سمت حرکت می‌کند و مشکلاتش را با ترامپ حل می‌کند اما از جیب مردم! حتی اگر این تنش‌ها هم از بین برود باز مشکلات اقتصادی ترکیه باقی می‌ماند و باز سنگین آن بر دوش کارگران و محرومان گذاشته خواهد شد. زیرا ترکیه که در بین اقتصادهاى نو ظهور به یمن مشکلات کشورهای همسایه و لطفی که آمریکا تا قبل از این به دولت ترکیه داشت از بالاترین رشد اقتصادى بر خوردار بود اما اکنون به‌دلیل ساختاری و سیاست‌های استبدادی و جنگ‌طلبانه اردوغان در داخل ترکیه و کشورهای همیسایه با یک بحران اقتصادى فزاینده روبه‌رو است که فعلا از بازار ارز شروع شده و لیر ترکیه را چند برابر تضعیف کرده است.
یکی از دلایل این بحران، بدهکارى خارجى ترکیه و تامین رشد اقتصادى از منابع خارجی در شرایطى است که حساب جارى و حساب مالى ترکیه در رابطه با سایر کشورها با کسرى روبه‌رو شده است. به‌عبارت دیگر، بانک مرکزى ترکیه فاقد ذخایر ارزى کافى براى مدیریت شرایط بحران اقتصادی برای پاسخ‌گویی به مطالبات سر رسید شده بوده و این تنش‌های سیاسی نیز آن را تشدید کرده است.
یکی دیگر از دلایل اقتصادی نیز پافشارى اردوغان در پایین نگه‌داشتن نرخ بهره است در حالى که نرخ تورم سه برابر هدف تعیین‌شده توسط بانک مرکزى است. اکنون این نگرانى مطرح است که این بحران و بحران اقتصادی ایران که با تحریم های جدید آمریکا تشدید شده است به‌سایر کشورهای همسایه از جمله ترکیه هم سرایت کند. برای مثال، همین الان نیز سرازیر شدن دلارهای ایرانی برای خرید ملک در ترکیه و یا انتقال آن از ترکیه به سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی مطرح است. بحران اقتصادی ایران و کاهش ارزش لیره ترکیه، باعث تشدید خروج ارز از ایران براى خرید مستقلات و سایر دارایى‌ها شده است. پلیس ترکیه در ماه‌های اخیر صدها ایرانی را به‌دلیل انتقال ارز از ترکیه به سایر کشورها، به‌ویژه آمریکا، دستگیر کرده است. نکته دیگر تشدید واردات کالاهای ترک به ایران به دلیل واردات ارزان قیمت از این کشور است، این مسئله می‌تواند تاثیر فزاینده بر بخش تولیدى تضعیف شده ترکیه داشته باشد.

از آغاز خودگردانی روژآوا در کردستان سوریه تاکنون، این مدل سیاسی خاری شده در چشم همه دولت‌ها، به‌ویژه دولت فاشیست ترکیه. آن‌ها نخست تلاش کردند کردستان سوریه را نیز همانند کردستان عراق، به یک پایگاه جدید خود تبدیل کنند اما هنگامی که دیدند این سیاست‌شان بردی ندارد به هرگونه ترقند و توطئه و جنگ متوسل شدند تا این روزنه امید و چراغ روشنایی در منطقه سیاه خاورمیانه را خاموش کنند و نگذارند نسیم صلح و دوستی پایدار به‌همراه آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در این منطقه شروع به وزیدن کند. منطقه‌ای که طرح‌ها، تئوری‌ها، نظریه‌ها و توصیه‌های رفیق عبدالله اوجالان از زندان ایمرالی در حومه استانبول، در این منطقه موثر بوده است. سیاست «دولت - ملت» در روژآوا را کنار گذاشته شده و با اتکا به خودمدریتی دموکراتیک شورایی و دموکراسی مستقیم، به نقطه امید همه آزادی‌خواهان، برابری‌طلبان، صلح‌طلبان، کمونیست‌ها، آنارشیست‌ها، فمینیست‌ها و طبیعت دوستان در جهان تبدیل شده است.
دولت ترکیه با حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت‌های منطقه و جهان، نخست داعش این هیولای نفرت‌انگیز و سایر گروه‌های تروریستی را به جان مردم روژآوا، به‌ویژه کوبانی انداخت اما هنگامی که دید این هیولا در کوبانی شکست خورد و پایتخت آن در سوریه، یعنی رقه نیز به‌دست نیروهای دموکراتیک سوریه سقوط کرد اردوغان رییس جمهور فاشیست و متجاوز ترکیه، به‌فکر انتقام از مردم پیکارگر و آزادی‌خواه روژآوا و هم‌چنین حزب کارگران کردستان‌(پ.ک.ک) و حزب دموکراتیک خلق‌های ترکیه افتاد. داعش علاوه بر این که اهداف سیاسی و نظامی ترکیه را در سوریه و عراق پیش می‌برد در عین حال، یک شریک بزرگ اقتصادی دولت و پلیس مخفی ترکیه‌(میت)، به‌ویژه خانواده شخص اردوغان بود. آن‌ها نفت داعش را با قمیت بسیار نازلی می‌خریدند و چند برابر گران‌تر در اروپا می‌فروختند و ثروت‌های کلانی به جیب می‌زدند. در مقابل همه نیازهای داعش را از رفت و آمد آزاد از مرزها گرفته تا تامین ماشین جنگی آن و... هیولای داعش در حالی که در عراق و سوریه پیشروی می‌کرد و در کشورهای اروپایی نیز با راه انداختن هسته‌های ترور، رعب و وحشت بی‌سابقه‌ای آفریده بود، تنها از نیروهای مدافع خلق زنان و مردان روژآوا شکست سختی خورد و افول و فروپاشی آن آغاز گردید.
اردوغان در سخنرانی خود در آمریکا، چنین اقرار کرده است که در اثر جنگ داخلی سوریه، یک میلیون انسان بی‌گناه سوری کشته و 13 میلیون نفر از مردم این کشور آواره شده‌اند. در حالی که خود اردغان و سران سایر دولت‌های درگیری در جنگ داخلی سوریه، کم‌ترین اهمیتی به این قتل‌عام انسانی نمی‌دهند. روزانه هزاران انسان از طریق سلاح‌های متعارف و بمب‌های بشکه‌ای و غیره جان خود را از دست می‌دهند.
اردوغان با هدف انتقام‌گیری از رزمندگان و مردم روژآوا سال گذشته فرمان حمله ارتش ترکیه به عفرین را صادر کرد. اما بار دیگر ارتش متجاوز و اشغال‌گر ترکیه با مقاومت نزدیک به دو ماه مدافعان خلق روژآوا مواجه شد و سرانجام با بمباران مدارس و بیمارستان‌ها و بسیج نیروهای شکست خورده داعش، ارتش آزاد سوریه، جبهه النصره و...، این کانتون را اشغال کرد و همین امروز نیز جنگ رهایی‌بخش نیروهای مدافع خلق روژآوا برای بیرون راندن ارتش اشغال‌گر ترکیه در جریان است.
حکومت فاشیست و اشغال‌گر ترکیه از آغاز جنگ داخلی سوریه با گروه‌های تبه‌کاری هم‌چون داعش و القاعده همکاری کرده است و سپس با بسیج گروه‌های تبه‌کار ویژه‌خود اقدام به اشغال عفرین کرد. از جرابلس تا عفرین در مناطقی که دولت ترکیه آن‌ها را اشغال کرده است جنایت‌های جنگی روی می‌دهند، قتل‌عام، کشتار، ربودن شهروندان، شکنجه، تجاوز، غصب خانه و اموال مردم، کوچاندن ساکنان و تغییر بافت جمعیتی منطقه بخشی از جنایت‌های جنگی حکومت ترکیه در مناطق اشغالی شمال غرب سوریه هستند که جامعه بین‌المللی در کمال وقاحت از آن‌ها چشم‌پوشی می‌کند.
تهدید روژآوا توسط اردوغان، ارتباط تنگاتنگی با شکست‌های پی در پی داعش دارد. به‌عبارت دیگر، یک هدف اردوغان با اشغال عفرین و تهدید کنونی او، گرفتن انتقام داعش از یگان‌ها مدافع خلق روژآوا، سوریه دموکراتیک و مردم این منطقه است.
بی‌تردید اعتراضاتی که در فرانسه علیه سیاست‌های اقتصادی دولت در جریان است دیر و یا زود به سایر کشورهای اتحادیه اروپا، به ویژه ترکیه کشیده خواهد شد.
ضرورت دارد که هر فرد و نیروی آزادی‌خواه، برابری‌طلب و سوسیالیست، با محکوم کردن دولت فاشیست و اشغال‌گر ترکیه، به‌حمایت از مردم کردستان ترکیه و روژآوا برخیزد و خواهان خروج فوری ارتش اشغال‌گر ترکیه از کانتون عفرین گردد. و با صدای بلند خواهان آزادی عبدالله اوجالان، ثریا اوندور، صلاح‌الدین دمیرتاش و سایر زندانیان سیاسی گردد!
شنبه بیست و چهارم آذر 1397 - پانزدهم دسامبر 2018


ضمیمه:
متن این بیانیه به شرح زیر است:
با نام شورای رهبری خودمدیریتی شمال و شرق سوریه، سخنان و تهدیدهای خصومت‌آمیز اردوغان علیه مناطقمان را محکوم می‌کنیم. اردوغان از ابتدای بحران سوریه در تلاش است تا بخشی از خاک سوریه را جدا کرده و به ترکیه ملحق کند. هدف اردوغان فقط شمال و شرق سوریه نیست بلکه هدف وی ضربه‌زدن به اتحاد خلق‌های سوریه است.
در زمانی که داعش آخرین نفس‌های خود در دیرالزور را می‌کشد، اردوغان تلاش می‌کند تا با تهدیدهایش سوریه را اشغال کند تا بدینوسیله فشار بر داعش را کم کرده و عمر آنرا طولانی‌تر کند. هدف دولت ترکیه ضربه زدن به اتحاد جوامع سوریه و با هم زیستن خلق‌های سوری در شمال و شرق سوریه است زیرا آن را بر خلاف منافع خود می‌بیند.
این تهدیدها هم‌چنین دستاوردهای دولت‌های عضو ائتلاف بین‌المللی ضد داعش را هم هدف قرار می‌دهد. هم‌چنین امنیت شرق فرات را که خلق‌مان در سایه‌ آن زندگی می‌کنند را نیز در خطر قرار می‌دهد زیرا رژیم ترکیه از این امنیت و آرامش ناراضی است.
ما به‌مثابه خودمدیریتی شمال و شرق سوریه، از جامعه‌جهانی به‌خصوص سازمان ملل و ائتلاف بین‌المللی ضد داعش می‌خواهیم که در مقابل نقشه‌های ستیزه‌جویانه‌اردوغان موضع مشخصی اتخاذ کنند. زیرا این اعمال و تهدیدها نقض‌قوانین بین‌المللی می‌باشد. ما از کشورهای عضو ناتو می‌خواهیم که در مقابل سیاست‌های اردوغان بایستند زیرا این سیاست‌ها بر اساس سیاست‌های ناتو نیستند. چون اردوغان مناطقی را هدف قرار می‌دهد که هیچ خطری برای کشور ترکیه ندارد.
هم‌چنین از حکومت سوریه می‌خواهیم که موضعی رسمی در مقابل این تهدیدها نشان دهد زیرا اردوغان می‌خواهد بخشی از خاک سوریه را اشغال کند و این به‌معنی نقض حق حاکمیت دولت سوریه است.
هم‌چنین از نیروهای دمکراتیک منطقه و جهان می‌خواهیم که به اراده‌خلق منطقه احترام گذشته و در مقابل این تهدیدها بایستند. زیرا این جنگ قتل‌عام و پاک‌سازی نژادی خلق ماست که اردوغان آن را آغاز کرده است.
ما به‌مثابه خودمدیریتی شمال و شرق سوریه بسیج عمومی اعلام می‌کنیم، از همه‌خلق‌های سوریه می‌خواهیم که به صورت متحد بر ضد سیاست‌های اشغال‌گرانه‌دولت ترکیه بایستند. امروز، روزی‌ست که باید تمام توان و نیروی خود را برای دفاع از خاک سوریه به‌کار گیریم تا از اتحاد خاک‌مان و برادری خلق‌ها دفاع کنیم.