رمز و راز مداحی و روضه خوانیهای مزدوران ولی فقیه - مهدی سامع



در نماز روز عید فطر که نماز خوان آن علی خامنه ای بود، میثم مطیعی، از مزدوران گوش یه فرمان ولی فقیه به فرموده مقام معظم نشستگان «صف اول» را گوشمالی و در یک مداحی مبتذل حسن روحانی را مورد حمله قرار داد. نورچشمی ولی فقیه به کسانی حمله کرد که «گفته بودند که امضای فلان تضمین است، نه فلان ماند و نه امضایش، جسدی مانده از برجام و روح و جسمش، بوی فاسد شدنش بلند است بلند. این اروپا مگر آن نیست که در سعدآباد؛ بست پیمانی و زود دادش بر باد.».
این شکل حمله به کارگزاران رژیم در حضور مسئول اول نظام گرچه بی سابقه نیست، اما به ظاهر غیر منطقی و خود زنی ارزیابی می شود. اما اگر بر این باور باشیم که حرفهای میثم مطیعی با چراغ سبز ولی فقیه بیان شده و اگر بر این نظر باشیم که جدالهای درون هِرَم قدرت یک بازی از پیش طراحی شده نیست و مساله اصلی تقسیم قدرت و ثروت میان خودیها است، این سوال مطرح می شود که آیا این نوع برخورد با خودیها، به ویژه وقتی همگان می دانند که تمامی پروسه توافق هسته ای زیر کنترل، نظارت و تایید خامنه ای بوده، از چه منطقی پیروی می کند.
بسیاری بر این باور هستند که هدف این مداحی ولنگارانه و پاک کردن عبای ولی فقیه از ننگ نوشیدن جام زهر، انرژی دادن به آن دسته از بسیجیان و نیروهای پایه ای ولایت است که در مورد شخصیت آقا دچار توهم هستند. به گمانم این نظر تا ده سال پیش به میزانی منطقی بود. اما امروز که طشت رسواییهای ولی فقیه از بام بیت به کوچه و خیابان پرتاب شده و مساله چپاولهای بی حساب و کتاب فرزندان مقام معظم و شرکا به مَدَد شبکه های اجتماعی همه جا به گوش می رسد، تعداد شیفتگان توهم زده ولی فقیه به آن میزانی نیست که هزینه این گونه لومپن بازیها را تامین کند. امروز هرکسی که از حکومت دفاع می کند یا منافع مادی دارد و یا می ترسد. به جز این دو هیچ دلیل دیگری به شمول «ناآگاهی»، به جز در موراد محدود که در سیاست گذاری کلان به حساب نمی آید، واقعی نیست.
برای پاسخ به سوال مطرح شده، اول باید به این سوال پاسخ دهیم که تهدید اصلی خامنه ای و ولایت اش چیست؟ آیا آن گونه که خود او به تزویر پای دشمن خارجی را به میان می کِشَد، رژیم جمهوری اسلامی از خارج مرزها مورد تهدید است و یا آن گونه که واقعیت زمینی نشان می دهد و مهم ترین مُهرِه های امنیتی و نظامی به شمول سرکرده کل سپاه اعتراف کرده اند، تهدید اصلی داخلی است و کانون آن نه در درون قدرت، با وجود کشاکشهای واقعی و جدی باندهای درون هِرَم قدرت و ثروت، بلکه در بطن جامعه و با انباشت بی سابقه فقر و خشم لانه کرده است.
ستیز جامعه با نظم موجود که برجسته ترین نمود آن قیامهای دی ماه سال قبل بود، عامل اصلی تهدید اصلی نظام است و خامنه ای پس از کابوس «فتنه» سال 1388، با کابوس خیزشهای دی ماه 1396 درگیر است و همزمان به خاطر عمق و وسعت کانون اصلی ستیز، شاهد کشاکش کم سابقه در درون هِرَم قدرت است.
خامنه ‌ای روز دوشنبه ۱۴خرداد در سالگرد مرگ خمینی گفت:‌ «نقشه دشمن این است که از مطالبات مردمی سو استفاده کنند، ممکنه در یک شهری در یک نقطه ‌ای از کشور یک عده ‌ای مطالبه ‌ای داشته باشند جمع بشوند.... مثلاً دنبال مطالبات کارگری ‌اند، مردمی در یک شهری دنبال یک مطالبات شهری خودشون هستند اینها، دشمن در یک چنین مواردی نقشه می ‌کشه عوامل نفوذی خود را در واقع اشرار را، انسانهای خبیثی رو به تعداد معدودی وارد در این اجتماعات می ‌کنند تا اجتماعات آرام مردم رو تبدیل کنند به حرکت ضد امنیتی و حرکت آشوبگرانه تا به این وسیله کشور را و ملت را و نظام جمهوری اسلامی رو بدنام کنند، این رو مردم در سراسر کشور توجه داشته باشند این نقشه دشمن است، نشستند ما خبر داریم نشستند برنامه ‌ریزی کردند برای این کار.» خامنه ای البته طراح اصلی «آشوب و شرارت» را آمریکا می داند که «مثل گربه‌ داستان "تام و جری" باز هم شکست خواهد خورد.». این خودنمایی لوکس البته چیزی جز خود فریبی مصلحت اندیشانه نیست چرا که قبل از هر چیز چنین ستیزی برای به خطر انداختن بنیاد نظام واقعی نیست.
ستیز اصلی و بنیان کن که ولایت خامنه ای را نشانه گرفته، ستیز جامعه با کلیت نظام است و قیامهای دی ماه و دهها حرکت اعتراضی روزانه شکست استبداد مذهبی و ابزارهای سخت و نرم آن را در چشم انداز قرار داده است.
برای همین است که ولی فقیه با ریاکاری و به دروغ مسئولیت مدیریت بسیاری از مراکزی که مردم با آن روزمره درگیر هستند را نمی پذیرد.
روز دوشنبه 7 خرداد امسال، خامنه ای در دیدار با دانشجویان بسیجی با اشاره به سخنان دانشجویان در این دیدار و اعتراض آنان به بسیاری از مسائل جامعه گفت: «مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه قضاییه و صدا و سیما با وجود آن که رؤسای آنها از طرف رهبری منصوب می شوند، مدیریت آنها با رهبری نیست و به عنوان مثال بنده در مواجهه با صدا و سیما، چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریتهای قبلی، همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم.» (سایت خامنه ای)
خامنه ای طلب کارانه به هر سو شلیک می کند تا موقعیت و اتوریته خود را بازسازی کند. او می داند که اقتدارش که با خیزشهای سال 1388 آسیب جدی دیده بود، با قیامهای سال 1396 درهم شکسته شده است.
علم الهدی، امام جمعه مشهد و عضو مجلس خبرگان به این نکته چنین می پردازد: «مشکل امروز ما افرادی هستند که خود را سیاستمدار و تحلیلگر سیاسی می دانند و در مقابل عمل رهبری تحلیل سیاسی می کنند ، منشا این تحلیل زاویه داشتن با رهبری است.» (عصر ایران، یکشنبه 6 خرداد 1397)
همین آخوند تبهکار، رانندگان حق طلب کامیون را مورد سوال قرار می دهد که «چرا به سراغ ستون خیمه نظام، مقام ولایت» می روند، زیرا «اعتصاب مثل رفتن از این ور میز به آن ور میز» است. (تلویزیون آستان قدس، جمعه 11 خرداد 1397)
خامنه ای خود را فاقد نقش در مدیریت صدا و سیما اعلام می کند و روحانی بر بی اعتباری تبلیغات حکومت مُهر تایید می زند. روحانی در روز چهارشنبه، ۲۳ خرداد امسال در مهمانی افطار که برای کارکنان برخی از رسانه ها ترتیب داده بود گفت: «بزرگ ترین غم برای یک ملت زمانی است که رسانه های بیگانه مرجع او باشند. در کمتر جایی دیده ام که یک ملت این گونه به رسانه های بیرونی اعتنا کنند.» وی با شیادی و در حالی که نظام با تمامی ابزارهای نرم و سخت اش در جنگ با مردم است، با انکار مشکلات اقتصادی، فرهنگی و امنیتی، جامعه را از جنگ می ترساند و می گوید: «چرا باید موضوع پشیمان بودن از صندوق رأی را مطرح کنیم.....صندوق رأی تنها راه‌ حل مشکلات پیش روی ماست و جدا شدن از صندوق یعنی جنگ داخلی و تسلیم شدن در برابر دشمن.» (سایت ریاست جمهوری)
خامنه ای و مزدورانش با مداحی و روضه خوانی می خواهند با زبان نصیحت دِشنِه و چماق را نشان دهند. برای همین است که مجلس و دولت را در حرف به توپ می بندند و جواب جامعه را با سرکوبی، زندان، شکنجه و اعدام می دهند.
چنین است رمز و راز مداحی بر سر قبر خمینی و سخنان تهدید آمیز آخوندها ریز و درشت و سرکردگان نیروهای نظامی و امنیتی. خامنه ای می داند که روزگار فریب دادن سپری شده و ادا و اطوارهای سخیف ولی فقیه و ایادی گوش به فرمان او برای مردم پشیزی ارزش ندارد. او جامعه را می ترساند و خودیها و هر آن کس که شرافتش را به فروش گذارد را می خَرَد. اما ظرفیت این دو ابزار نامحدود نیست. جنبشها روزمره و خیزشهای ادواری نشان می دهد که کارایی ابزار ترس روز به روز ضعیف تر می شود.

منبع: نبرد خلق شماره 400، آدینه اول تیر ۱۳۹۷ - 22 ژوین ۲۰۱۸