تصویب دستبرد حکومت به صندوق درمان کارگران - زینت میرهاشمی



در بهمن ماه 1396، به آتش کشیده شدن یک کارگر معترض به عدم دریافت 11 ماه حقوق،
گوشه ای از وضعیت دردناک کارگران و مزدبگیران است که مجبورند از جان خود مایه گذارند و علیه بی عدالتی و ظلم خود را با شعله های آتش همساز کنند.
بیژن قلوزی کارگر کارخانه آسفالت کامیاران با یبش از 23 سال سابقه کار در سن 45 سالکی روز پنجشنبه 19 بهمن، در دفتر کارفرما به آتش کشیده شد. بر اساس اخبار پخش شده، به آتش کشیده شدن این کارگر در دفتر کارفرما با توجه به وجود گالن بنزین در آن دفتر مشکوک است و این واقعه با خودکشی شدگان مترادف شده است. این اولین نمونه از اقدامهای اعتراضی در کارگران نیست و خودکشی در بخش اقشار فقیر به ویژه مزدبگیران در ایران سیر صعودی دارد.
آزار فعالان کارگری در زندان و محرومیت آنان از اولیه ترین حقوق انسانی همچنان ادامه دارد. بیانیه 32 وکیل دادگستری در حمایت از رضا شهابی، فعال کارگری که خواهان آزادی وی و آزادی فعالان کارکری در بند شده بودند، از رویدادهای مهم در زمینه دفاع از حقوق بشر است. رژیم محبور شد روز 19 بهمن به مرخصی درمانی رضا شهابی تن دهد و البته پس از پایان مدت مرخصی در روز یکشنبه 29 بهمن، این فعال کارگری دوباره زندانی شد.

اقدام ضد کارگری حسن روحانی علیه کارگران
علیرغم مخالفت بیمه شدگان صندوق سازمان تامین اجتماعی با ادغام صندوق درمان این سازمان با وزارت بهداشت، مجلس ارتجاع با تصویب بند مورد نظر در لایحه بودجه 97، این ادغام را تصویب کرد.
مجلس نشینان روز یکشنبه 29 بهمن 96، تبصره 7 لایحه بودجه ارایه شده از طرف حسن روحانی را تصویب کردند. بر اساس این تبصره، سازمان تامین اجتماعی مکلف است سهم درمان واریز شده به تامین اجتماعی را به خزانه دولت واریز کند و سازمان تامین اجتماعی باید دریافتها و پرداختهایش را از حساب خزانه انجام دهد. کارگران و بازنشستگان معترض به این مصوبه به درستی این اقدام را «دست اندازی دولت به حق بیمه کارکران» اعلام کردند.
این دست درازی به دسترنج کارگران در حالی صورت می گیرد که بر اساس گفته نایب رئیس کانون بازنشستگان کارکران تهران، سازمان تامین اجتماعی در سال آینده با کسری ۳۱ هزار میلیارد تومانی روبرو خواهد شد. وی همچنین بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی را ۱۴۱هزار میلیارد تومان برآورد کرد.
صندوق سازمان تامین اجتماعی که از مزد کارگران و مزدبگیران تامین می شود و برای روزهای بیکاری و بازنشستگی باید مورد استفاده آنها قرار گیرد، در حکومت فاسد ولایت فقیه همواره به یکی از منابع دزدی و چپاول تبدیل شده است. نمونه آن دزدیهای سعید مرتضوی و یاران احمدی نژاد از این صندوق است. عدم پرداخت بخشی از بیمه کارگران که به دولت مربوط می شود، به اضافه دزدیهای انجام شده، یکی از علتهای کسری بودجه این صندوق است. می توان تصور کرد که با تصویب این تبصره و دست اندازی به بخش بیمه کارکران و وابسته کردن آن به خزانه دولت بدهکار به این صندوق، چه شرایط وخیمی از نظر بیمه و درمان در انتظار کارگران و مزدبگیران خواهد بود.

دستبرد سپاه پاسداران به «صندوق توسعه ملی»
فوران خشم مردم در قیامهای اخیر نتایج اقتصاد مقاومتی ولی فقیه را نشان داد. اقتصاد مقاومتی با تحمیل ریاضت کشی به مردم به نهادینه کردن فقر بیشتر طی سالهای اخیر کمک کرده است.
در حالی که مردم شهرهای استان خوزستان از آلودگی هوا قادر به تنفس نیستند و ریزگردها یکی از مشکلات روزمره مردم شده است، سهم مبارزه با ریزگردها از برداشتی «صندوق توسعه ملی» کمترین میزان را دارد.
خامنه ای مجوز برداشت ۴ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی را صادر کرد. صندوق توسعه ملی، محل نگاهداری درصدی از درآمدهای نفت و گاز و فرآورده های نفتی و میعانات گازی است که برداشت از آن فقط با اجازه ولی فقیه امکان دارد. خامنه ای این ۴ میلیارد دلار را چنین سهمیه بندی کرده است:
-تقویت بنیه دفاعی ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار به طور عمده به سپاه (۶۰ درصد)
-مقابله با ریزگردها ۱۵۰ میلیون دلار
-بازسازی مناطق زلزله زده و سیل زده ۱۰۰ میلیون دلار
-صدا و سیما ۱۵۰ میلیون دلار
این سهمیه بندی نشان دهنده بی ارزش بودن جان مردم مناطق زلزله زده و مردم شهرهای استان خوزستان برای رژیم است. منبع این صندوق که از محل درآمد ثروت طبیعی مردم مانند نفت و گاز است و سهم مردمی که زیر پاهایشان این ثروت طبیعی است از بلندگوی مورد تنفر مردم (صدا و سیما) کمتر است. جان مردمی که در محاصره شن و ریزگردها قرار دارند و به مرضهای بی شمار دچار شده اند، از سپاه پاسداران که امنیت بیت خلیفه ارتجاع را تامین می کند، کمتر ارزش دارد.
در حالی که در مناطق زلزله زده، هر روز جانهای بیشتری در اثر سرما و نبود امکانات بهداشتی گرفته می شود، ولی فقیه بی رحمانه کمترین میزان را به مردم این مناطق اختصاص داده است. در حالی که رسیدگی به زلزله زدگان در استان کرمانشاه، رسیدگی به ریزگردها در استان خوزستان و رسیدگی به بحران آب در بیشتر نقاط ایران باید در الویت بودجه بندی قرار گیرد، بودجه نهادهای فرهنگی که به تبلیغ ارتجاع و خرافات می پردازند، افزایش یافته است.

حاشیه نشینی نمایی از فقر بی پرده
استاندار تهران روز پنجشنبه 19 بهمن از سکونت ۴ و نیم میلیون نفر در بافتهای فرسوده و حاشیه شهر تهران پرده برداری گرد. بر اساس حرف وی، این بافتها در حشایه شهر قرار داشته و در برنامه رسمی توسعه قرار ندارند. بر اساس داده های آماری وی: «یک میلیون و 300 هزار خانوار ساکن در این بافتها هستند که 650 هزار خانوار در شهرهای استان تهارن و 550 هزار در خود شهر تهران سکونت دارند.» (ایسنا)
داده های آماری از فقر را با آمار و ارقامی که در لایحه بودجه حسن روحانی آمده است در مقایسه ای ساده، قانومند کردن هر چه بیشتر تحمیل فقر و ریاضت کشی با عنوان اقتصاد مقاومتی را می توان دید. در فراسوی سهمیه بندی بودجه 97، فربه تر شدن اقلیت ناچیز حکومتیان و سرمایه داران انگلی و چپاولگر و بی چیز شدن اکثریت مردم ایران را می توان دید.

ورشکستگی صنعت فرش و بیکار شدن یک میلیون کارگر
روز سه شنبه ۲۴ بهمن، خبرگزاری حکومتی ایلنا گزارشی در مورد رکود در صنعت فرش منتشر کرد. عدم سرمایه گذاری در صنعت فرش دستبافت و فقدان امکانات و حمایتها برای صادرات فرش ایران از جمله دلایل این رکود است. بنا به این گزارش «صنعت فرش که عصاره هنر ایرانیها و تنها میراث باقی ‌مانده آنها از پیش از میلاد مسیح است، همچون سایر صنایع گرفتار رکود شده است. رکودی که اولین قربانی ‌اش، تولید کننده و بافندگان فرش هستند.
پایین آمدن قدرت خرید مردم ایران هم سبب کسادی بازار فرش دستباف شده است.
یک عضو اتاق بازرگانی در این مورد می گوید: «یک خانواده وقتی بسیاری از نیازهای خود را تامین کرده باشد شروع به خرید یا تعویض فرش می‌کند. باتوجه به اینکه در چند سال اخیر قدرت خرید مردم کاهش داشته و حقوق کارمندان و کارگران همسان با هزینه ‌ها افزایش پیدا نکرده، دیگر این قشر به فکر خرید فرش نیست بلکه اولویتهای دیگری دارد که باید به آنها برسد.»
نایب رئیس دوم اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف ایران در مورد بیکار شدن یک ملیون کارگر فرشباف می گوید: «زمانی ٦ میلیون مترمربع فرش دستباف در ایران تولید می‌شد، اگر فرض را بر این بگیریم که هرکدام از کارگران قالیباف در سال ٣ متر فرش تولید می‌کردند، نتیجه این می‌شد که ٢ میلیون کارگر قالیباف در کشور وجود داشتند. اما با کاهش تولید به علت افت قدرت خرید و صادارت؛ تولید فرش دستباف امروز نصف میزان گذشته شده و این یعنی بیکاری ١ میلیون کارگر قالیباف که قطعاً بیکاری آنها تبعات اجتماعی فراوانی دارد.»
این حقیقت که با عنوان «تبعات اجتماعی» بیان می شود، در کنار هزاران حقیقت دیگر از زندگی و معیشت مردم ایران، زمینه های عینی قیامهایی است که در ماه دی سال جاری شاهد آن بودیم.



منبع: نبرد خلق شماره 395، سه شنبه اول اسفند ۱۳۹۶ - 20 فوریه ۲۰۱۸