واکین فینیکس بازیگر فیلم جوکر، برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال ٢٠٢٠! - بهرام رحمانی


[email protected]

هرچه جنبش های سیاسی - اجتماعی جهان بر علیه نظم موجود گسترش می یاب به همان نسبت نیز عرصه هنر نیز رادیکال تر می گردد و تاثیر به سزایی در تولیدات روشنفکران و هنرمندان دارند.
واکین فینیکس بازیگر، تهیه‌ کننده، کارگردان موزیک ویدئو، فعال اجتماعی و موزیسین ۴۵ ساله آمریکایی، متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۷۴ است، وی بازیگر نقش اصلی فیلم سینمایی «جوکر» (Joker) ساخته «تاد فیلیپس» (Todd Phillips) است.
فیلم جوکر ساخته‌تاد فیلیپس با حضور واکین فینیکس (که نامش خواکین هم خوانده می ‌شود) برنده اسکار بهترین بازیگر مرد ۲۰۲۰ شد. فیلم برنده‌شیر طلای جشنواره‌ونیز هم شده بود و برای اولین بار است که یک فیلم ابرقهرمانی در رقابت سنگین اسکار جایزه می ‌برد.



واکین فینیکس، هنگامی که موفق به دریافت جایزه گلدن گلوب شده بود، در دی ماه سال جاری به همراه دیگر معترضان تغییرات آب و هوایی دستگیر شده بود.
جدیدترین اعتراضات آب و هوایی جین فوندا (بازیگر) در واشینگتن برگزار شد که صدها نفر به همراه تعدادی از بازیگران از جمله مارتین شین، مگی جیلنهال و سوزان ساراندون در آن حضور داشتند و در مورد تاثیرات صنایع گوشت و لبنیات بر تغییرات آب و هوایی سخنرانی کردند. طبق اعلام پلیس، در مجموع ۱۴۷ نفر از معترضان به دلیل تظاهرات غیر قانونی دستگیر شدند.
از ماه اکتبر، جین فوندا به همراه سم واترسون، تد دانسون روزانا آرکوئت، سالی فیلد و کاترین کینر به دلیل عدم رعایت حقوق مدنی دستگیر شدند.
در این هفته نیز واکین فینیکس در این اعتراضات حضور داشت و در کنار جین فوندا ایستاد تا یک سخنرانی کوتاه داشته باشد. فوندا، فینیکس را یکی از بزرگ ترین بازیگران زنده این روزها معرفی کرد.
فینیکس گیاه خوار وگن است و به عنوان سخنگوی مردمی سازمان حمایت از حقوق حیوانات پیتا شناخته می شود.
وگن یا وگان (vegan)؛ به گیاه خوارانی گفته می شود که هیچ گونه محصول حیوانی مانند: انواع گوشت های قرمز و سفید، انواع لبنیات و تخم مرغ، عسل و هرگونه خوراکی حیوانی را نمی خورند.
هم چنین افراد وگن، هیچ گونه محصول حیوانی مانند: انواع چرم ها، خز و پوست های حیوانی، ابریشم و پشم را تا جایی که بتوانند محصول جایگزین گیاهی مانند چرم مصنوعی و پارچه های نخی استفاده کنند نمی پوشند.
هدف افراد وگن برای پرهیز از مصرف هرگونه خوراکی حیوانی ٣ دلیل عمده دارد: حمایت از حیوانات، محیط زیست و سلامتی بدن.
یک بار سر فیلم برداری برای برند پرادا، او از پوشیدن یک جفت کفش خودداری کرد. چرا که آن کفش از جنس چرم طبیعی بود. او یک گیاه ‌خوار سرسخت است و هیچ لباسی که با پوست حیوانات درست شده باشد را نمی‌ پوشد. برای فیلم‌ های Gladiator، Quills و Walk the Line او درخواست کرد که لباس ‌هایش از جنس مواد مصنوعی باشند.

برخلاف تصور عموم، زخمی که روی لب فینیکس است به صورت مادرزادی بر روی لب او وجود داشته است. فینیکس در مصاحبه‌ هایش گفته زمانی که مادرش او را باردار بوده یک روز درد شدیدی را احساس می‌ کند. و به همین دلیل او با این زخم به دنیا آمده است.



واکین فینیکس (Joaquin Phoenix) یا «خواکین فینیکس» با نام اصلی «واکین رافائل باتوم» (Joaquín Rafael Bottom) که در گذشته با عنوان «لیف فینیکس» (Leaf Phoenix) - لیف به معنای برگ- شناخته می ‌شد، «واکین فینیکس» بازیگر، تهیه‌ کننده، کارگردان موزیک ویدئو، فعال اجتماعی و موزیسین آمریکایی در ٢٨ اکتبر ١٩٤٧ در سان خوآن، پورتوریکو متولد شد، وی علاوه بر بازیگری به خوانندگی و کارگردانی علاقمند است و حتی یک آهنگ برای فیلم واک د لاین ساخته است که برنده ی جایزه گرمی بهترین موسیقی تلفیقی فیلم و سریال سال شده است.
پدر «واکین فینیکس» با نام «جان لی باتوم» باغبان و مادرش «آرلیان» منشی شبکه NBC بود، پدر و مادرش هر دو آمریکایی هستند که در یک سفر جاده ‌ای با هم آشنا شده بودند و برای پیوستن به یک فرقه مذهبی به پورتوریکو مهاجرت کرده بودند.
«جان لی باتوم» و «آرلیان» سرتاسر آمریکای جنوبی را با هم سفر کردند، کم‌ کم از آن فرقه زده شدند و تصمیم گرفتند که آن‌ ها را ترک کنند و سال ۱۹۷۸ به آمریکا برگردند، آن ها در ادامه نام خانوادگی ‌شان را به فینیکس (Phoenix) تغییر دادند و این نمادی از یک شروع جدید برای زندگی‌شان است.
«واکین فینیکس» در یک خانواده ۷ نفره به دنیا آمد و تمامی برادر و خواهرهایش بازیگر هستند، «ریور فینیکس» برادر بزرگ تر «واکین فینیکس» بازیگر بود که در سن ٢٣ سالگی به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر درگذشت، این بازیگر ۷۳ سانتی متری سومین فرزند خانواده است و سه خواهر به نام های رین فینیکس، لیبرتی فینیکس و سامر فینیکس دارد.
در آن زمان واکین هم نام خودش را از به لیف (Leaf) به معنای برگ تغییر داد، زیرا دوست داشت همانند خواهر و برادرانش که اسامی مثل ریور به معنای رودخانه و رین به معنای باران داشتند اسمش به طبیعت نزدیک تر باشد، دلیل این تمایل هم علاقه خانواده‌فینیکس به گذراندن وقت‌ شان در طبیعت و بیرون از خانه بود، وی بعدها مجدد اسم خود را از لیف به در نتیجه لیف به واکین تغییر داد.
خانواده‌فینیکس وضعیت مالی خوبی نداشتند و بچه های برای این که خرج خود را تامین کنند مجبور به کار کردن بودند و در خیابان ها نمایش اجرا می کردند و پس از مدتی با حضور در مسابقه‌ های استعدادیابی سرانجام توسط مدیر استعدادیابی کودکان، استعداد آن ها کشف شد و بعد از مدتی به جای نمایش خیابانی وارد آگهی‌ های بازرگانی و تلویزیونی شدند.
«واکین فینیکس» در کودکی در چند تیزر تبلیغاتی به ایفای نقش پرداخت و در ادامه در سن ۸ سالگی با بازی در سریال تلویزیونی «هفت عروس برای هفت برادر» در کنار برادر بزرگ ترش «ریور فینیکس» وارد عرصه بازیگری شد و بعدها دیگر مسیرش برای فعالیت در عرصه بازیگری هموار شد، وی اولین ‌بار سال ۱۹۸۶ با بازی در فیلم «کمپ فضایی» (SpaceCamp) ساخته «هری وینر» (Harry Winer) در نقش پسر نوجوانی که به ناسا می‌ رفت تا درباره‌ی برنامه ‌های فضایی آن ها اطلاعات کسب کند، به سینما راه پیدا کرد، وی پس از مشهور شدن در کودکی تصمیم گرفت مدتی با پدرش به سفر برود، اما غم مرگ برادر باعث شد که یک سالی از سینما فاصله بگیرد و سال ۱۹۹۵ بود که مجدد فعالیت در عرصه بازیگری را از سر گرفت.
بعد از بازگشت به دنیای سینما بیش تر در نقش‌های فرعی بازی می ‌کرد، تا این که در سال ۲۰۰۰ در اولین فیلم مهم کارنامه‌ اش «گلادیاتور» (Gladiator) ساخته «ریدلی اسکات» (Ridley Scott) در نقشی فرعی ظاهر شد، هرچند در آن فیلم همه «راسل کرو» (Russell Crowe) را به یاد دارند، اما از آن جا کارنامه‌اش اوج گرفت.
«واکین فینیکس» در پرونده کاری خود بازی در فیلم های معروف «هشت میلی متری» در کنار نیکلاس کیج، «موطه» در کنار مارک والبرگ، «گلادیاتور» در کنار راسل کرو، «نشانه ها» در کنار مل گیبسون، روستا، نردبان ٤٩ در کنار جان تراولتا، «سر به راه باش» در کنار ریس ویترسپون و «شب مال ماست» در کنار مارک والبرگ اشاره کرد.
واکین فینیکس برای بازی در فیلم‌گلادیاتور نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و برای بازی در فیلم های «سر به راه باش» و «استاد» نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شده بود.
واکین فینیکس از سال ١٩٩٦ تا ١٩٩٨ با هم بازی خود در فیلم «اختراع ابوت ‌ها» یعنی «لیو تایلر» با نام اصلی «لیو روندگن تایلر» (Liv Rundgren Tyler) بازیگر و مدل آمریکایی در رابطه بوده است، وی پس از جدایی از «لیو تایلر» از سال ٢٠٠١ تا ٢٠٠٥ با مدل آفریقایی «توپاز پیج گرین» (Topaz Page-Green) دوست بود و سپس از سال ٢٠١٣ تا ٢٠١٥ با «دی جی الی تیلز» وارد رابطه شد و پس از جدایی از او در اواخر سال ٢٠١٦ با «رونی مارا» -RooneyMara با نام اصلی «پاتریشیا رونی مارا» (Patricia Rooney Mara)، بازیگر سینما و تلویزیون آمریکایی، نامزد کرد.

واکین فینیکس سخنرانی جالبی در گلدن گلوب ٢٠٢٠ داشت. صحبت های طولانی و جنجالی واکین فینیکس، بازیگر «جوکر» در هفتاد و هفتمین گلدن گلوب و درخواستش از هنرمندان: «ما باید بیش تر از این‌کار را انجام دهیم.»
واکین فینیکس در هفتاد و هفتمین مراسم جوایز گلدن گلوب(Golden Globe ٢٠٢٠) جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای فیلم «جوکر» دریافت کرد. او توانست آدام درایور را که رقیب اصلی ‌اش بود، شکست دهد و جایزه گلدن گلوب ٢٠٢٠ را از آن خود کند.



او در ابتدای صحبت ‌هایش از گلدن گلوب تشکر کرد که غذاهای بدون گوشت را برای افزایش آگاهی درباره تغییرات آب و هوا سرو کردند. او این حرکت را یک حرکت جسورانه نامید و در ادامه گفت:
«ما همه می ‌دانیم که بهترین بازیگر نقش اول مرد وجود ندارد و این عنوان فقط به این دلیل ساخته شده که تبلیغات با آن انجام بگیرد. من می دونم که آدم‌ ها این جمله رو می گن ولی واقعا باعث افتخارم بود که نامم در کنار نام شماها بود.
این خیلی خوب است که تعداد زیادی از هنرمندان روی صحنه آمدند و برای استرالیا آرزو کردند. اما ما باید بیش تر از این‌کار را انجام دهیم. درسته؟
من همیشه آدم درست کاری نبودم، خیلی از شماها در این سالن، فرصت‌ های مختلفی به من دادید تا بتوانم درست به این موقعیت برسم. من خیلی سپاس گزام و امیدوارم که بتوانیم متحد باشیم و تغییراتی ایجاد کنیم.
رای دادن، عالیه اما بعضی وقت ‌ها ما باید این مسئولیت را بر دوش خودمان بگذاریم و در زندگی خودمان، تغییرات و فداکاری ‌‌هایی ایجاد کنیم. امیدوارم که بتوانیم این کار را انجام دهیم.
ما مجبور نیستیم که با هواپیماهای خصوصی به پالم اسپرینگر بریم یا از آن جا برگردیم. خواهش می ‌کنم ازتون.
من سعی می‌ کنم که بهتر عمل کنم و امیدوارم شماها هم این کار را بکنید.
خیلی ممنونم که امشب من رو انتخاب کردید. من بابت امشب و همه شما بسیار سپاسگزارم. ممنون.
این جایزه، دومین گلدن گلوب واکین فینیکس بود. هم چنین این بازیگر تاکنون سه بار در اسکار نامزد شده است.

بیوگرافی واکین فینیکس: از گلادیاتور تا جوکر
واکین فینیکس از بازیگران سرشناس آمریکایی ا‌ست. اخیرا بازی او در فیلم جوکر مورد توجه همگان قرار گرفته است.
واکین رافائل فینیکس (Joaquin Rafael Phoenix) بازیگر آمریکایی ‌ست که در پورتوریکا به دنیا آمده است. این بازیگر، تهیه ‌کننده و فعال اجتماعی در تاریخ ٢٨ اکتبر ١٩٧٤ - ٦ آبان ١٣٥٣، از والدینی آمریکایی متولد شده است. او سومین بچه خانواده است و یک برادر و سه خواهر دارد که همه آن ها هم تجربه بازیگری داشته ‌اند. او هم چنین خواهر ناتنی دیگری از ازدواج قبلی پدرش دارد.
پدر فینیکس، جان لی باتم (John Lee Bottom)، آمریکایی بود و ریشه‌ هایی انگلیسی، آلمانی و فرانسوی داشت. مادر فینیکس، آرلین، متولد نیویورک بود و والدینش اهل مجارستان و روسیه بودند. والدین فینیکس در سال ١٩٦٩ با هم ازدواج کردند. آن ها اسم فامیلی خود را به Phoenix تغییر دادند. فینیکس به معنای ققنوس است: پرنده ‌ای افسانه ‌ای که از خاکستر دوباره متولد می‌ شود و نماد یک شروع جدید است.
برای حمایت مالی و تهیه غذا، بچه‌ های خانواده فینیکس در خیابان با استفاده از استعدادهای مختلف مثل خوانندگی و نوازندگی، اجراهایی انجام می ‌دادند. مادر فینیکس به عنوان یک منشی و پدرش به عنوان یک باغبان کار می ‌کردند. در نهایت فینیکس و خواهر و برادرهایش توسط یک آژانس بازیگری کودکان در هالیوود کشف شدند. هر پنج کودک مشغول بازیگری، بیش تر در تبلیغات تلویزیونی، شدند.
در سن ٨ سالگی واکین اولین تجربه بازیگری ‌اش را به همراه برادرش ریور (River) در سریال Seven Brides for Seven Brothers به دست آورد. واکین اولین نقش اصلی ‌اش را در سریال ABC Afterschool Special ایفا کرد. هم چنین در سال ١٩٤٨ فینیکس به عنوان بازیگر مهمان به همراه خواهرش سامر (Summer) در سریال تلویزیونی Murder, She Wrote حضور یافت.


واکین فینیکس و برادرش ریور

در سال ١٩٨٦ فینیکیس برای اولین بار در یک فیلم سینمایی به نام SpaceCamp بازی کرد. او در سال ١٩٨٧ در گروه بازیگران اصلی فیلم سینمایی Russkies قرار گرفت. این فیلم درباره چند دوست بود که در طول جنگ سرد با سربازی روس دوست می ‌شوند. هم چنین در سال ١٩٨٩ او در فیلم کمدی Parenthood بازی کرد. این فیلم توسط منتقدین تحسین شد و ١٢٦ میلیون دلار در سرتاسر جهان فروش داشت. فینیکس برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر جوان شد.
بعد از این که فینیکس به عنوان یک بازیگر کودک شناخته شد، او تصمیم گرفت که همراه پدرش به مکزیک و آمریکای جنوبی سفر کند. در سال ١٩٩٣ و سه روز بعد از تولد ١٩ سالگی واکین، برادرش ریور به خاطر مصرف زیاد مواد مخدر فوت کرد. در این زمان واکین اعلام کرد که دیگر بازی نخواهد کرد و برای یک سال از دید عموم پنهان بود.
زمانی که واکین به دنیای بازیگری برگشت بیش تر نقش ‌های مکمل منفی بازی می ‌کرد. در سال ١٩٩٥ او در فیلم To Die For در نقش مردی آشفته بازی کرد. این مرد توسط زنی (با بازی نیکول کیدمن) فریفته شده بود تا آدم بکشد. این فیلم هم از نظر تجاری و هم از نظر منتقدان یک موفقیت بود.
در سال ١٩٩٧ فینیکس در دو فیلم نه چندان موفق به نام ‌های U Turn و Inventing the Abbotts بازی کرد. سال بعد هم او در فیلم Clay Pigeons بازی کرد که این فیلم هم فروش زیادی نداشت و مورد نقدهای منفی قرار گرفت. بعد از آن فینیکس در فیلم 8mm محصول سال ١٩٩٩ بازی کرد. این فیلم اگرچه فروش خوبی داشت اما مورد لطف منتقدان قرار نگرفت.
در سال ٢٠٠٠ واکین فینیکس در فیلم به یادماندنی Gladiator به کارگردانی ریدلی اسکات (Ridley Scott) بازی کرد. این فیلم تبدیل به موفقیتی عظیم از نظر تجاری و منتقدان شد. فیلم گلادیاتور که یکی از بهترین فیلم ‌های سال ٢٠٠٠ به حساب می ‌آید، ٤٥٧ میلیون دلار فروش کرد. این فیلم جایزه بهترین فیلم را در مراسم اسکار دریافت کرد. فینیکس برای بازی در فیلم گلادیاتور، نامزد دریافت جایزه در مراسم ‌های گلدن گلوب، بفتا و اسکار شد.


بعد از فیلم موفق Gladiator، فینیکس در فیلم Quills بازی کرد. این فیلم با اینکه فروش زیادی نداشت اما توسط منتقدان تحسین شد و در سه رشته مختلف در هفتاد و سومین مراسم اسکار نامزد دریافت جایزه بود. در سال ٢٠٠٢ فینیکس در فیلم علمی - تخیلی Signs با مل گیبسون (Mel Gibson) هم‌بازی شد. این فیلم با فروش ٤٠٨ میلیون دلاری، یک موفقیت تجاری بود.
در سال ٢٠٠٣ واکین با فیلم انیمیشنی Brother Bear به دنیای انیمیشن وارد شد. این فیلم در کل ٢٥٠ میلیون دلار فروش داشت و برای جایزه اسکار بهترین فیلم انیمیشنی نامزد شده بود. در سال ٢٠٠٥ واکین فینیکس در فیلم Walk the Line به کارگردانی جیمز منگولد (James Mangold) بازی کرد. این فیلم درباره جانی کش (Johnny Cash) خواننده آمریکایی بود و خود کش موافقت کرده بود تا فینیکس نقشش را بازی کند. این فیلم زندگی نامه‌ ای هم مورد تعریف و تمجید منتقدان قرار گرفت.
در سال 2008 فینیکس در فیلم Two Lovers به کارگردانی جیمز گری (James Gray) بازی کرد. این فیلم که سومین همکاری فینیکس و گری بود، نظر منتقدان را به خود جلب کرد. در سال ٢٠١٢ واکین فینیکس با پل توماس اندرسون (Paul Thomas Anderson) کارگردان آمریکایی در فیلم The Master همکاری کرد. این فیلم فروش چندانی نداشت اما از نظر سینمایی موفقیتی بزرگ برای عواملش بود. فینیکس برای بازی در این فیلم یک بار دیگر نامزد دریافت جایزه در اسکار، گلدن گلوب و بفتا شد.
سال ٢٠١٣ سال خوبی برای فینیکس بود. او در این سال در فیلم عاشقانه و علمی- تخیلی Her به کارگردانی اسپایک جونز (Spike Jonze) بازی کرد. این فیلم و به خصوص بازی فینیکس مورد لطف منتقدان در سرتاسر جهان قرار گرفت. این فیلم برای ٥ جایزه اسکار نامزد شده بود. در سال ٢٠١٤ فینیکس یک بار دیگر با کارگردان آمریکایی پل توماس اندرسون با فیلم Inherent Vice همکاری کرد. واکین با بازی در این فیلم برای بار پنجم در مراسم گلدن گلوب نامزد دریافت جایزه شد.

در سال ٢٠١٥ فینیکس با سلطان فیلم ‌های کمدی یعنی وودی آلن (Woody Allen) همکاری کرد. فیلم سینمایی Irrational Man یک درام-کمدی بود که نقدهای متفاوتی دریافت کرد. در سال ٢٠١٧ او در فیلم You Were Never Really Here در نقش یک مامور سابق اف بی آی بازی کرد. این فیلم در جشنواره فیلم کن اکران شد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. فینیکس برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن دریافت کرد.

واکین فینیکس اکتبر ۱۹۷۴ در پورتوریکو از پدر و مادری آمریکایی متولد شد. او سومین فرزند در خانواده‌بود که صاحب پنج فرزند بودند. خواهران و برادران بزرگ تر و کوچک ترش همگی بازیگر شدند. پدر و مادرش در یک سفر جاده ‌ای با هم آشنا شده بودند و بعد هم به یک فرقه‌مذهبی پیوسته بودند. آن ‌ها سرتاسر آمریکای جنوبی را با هم سفر کردند. کم‌ کم از آن فرقه زده شدند و تصمیم گرفتند که آن ‌ها را ترک کنند و سال ۱۹۷۸ به آمریکا برگردند.
آن‌ ها نام خانوادگی ‌شان را به فینیکس تغییر دادند. چون معتقد بودند درست مثل ققنوس که از دل خاکستر برمی‌ خیزد، این نمادی از یک شروع جدید برای زندگی‌ شان است. در همین زمان بود که واکین هم شروع کرده بود خودش را لیف (به معنای برگ) صدا بزند. دوست داشت مثل خواهر و برادرانش که اسامی مثل ریور (رودخانه) داشتند اسمش به طبیعت نزدیک تر باشد.
دلیل این تمایل علاقه‌خانواده‌فینیکس به گذراندن وقت‌ شان در طبیعت و بیرون از خانه بود. در نتیجه لیف اسمی شد که به عنوان بازیگر کودک از آن استفاده می ‌کرد تا وقتی که ۱۵ ساله شده و دوباره اسمش را به واکین تغییر داد.
خانواده‌فینیکس پول چندانی نداشتند در نتیجه بچه‌ ها برای فراهم آوردن پول و غذا برای خانواده در خیابان‌ ها نمایش اجرا می ‌کردند. آن ‌ها در مسابقه‌ های استعدادیابی شرکت کردند. مادرشان منشی شبکه‌NBC بود و پدرش هم در کار طراحی باغ ‌ها و باغچه ‌ها بود. سرانجام که مدیر استعدادیابی کودکان، فرزندان خانواده فینیکس را کشف کرد.
بعد از آن بچه‌ ها وارد آگهی‌ های بازرگانی و تلویزیونی شدند. اولین بار واکین هشت ساله بود که کنار برادر بزرگ ترش ریور در فیلم تلویزیونی «هفت عروس برای هفت برادر» جلوی دوربین رفت.
بعد دیگر راهش به سمت سریال ‌ها و فیلم‌ های تلویزیونی باز شد. اولین ‌بار سال ۱۹۸۶ در نقش پسر نوجوانی که به ناسا می ‌رفت تا درباره‌برنامه ‌های فضایی آن‌ ها اطلاعات کسب کند در فیلم «SpaceCamp» به سینما راه پیدا کرد.
بعد از این که نامش را به عنوان یک بازیگر کودک تثبیت کرد تصمیم گرفت مدتی با پدرش به سفر برود. مرگ برادر بزرگ ترش در اثر اوردوز مواد مخدر باعث شد که یک سالی از انظار عمومی فاصله بگیرد و سال ۱۹۹۵ بود که دوباره بازیگری را از سر گرفت.
بعد از بازگشت به دنیای سینما، بیش تر در نقش ‌های فرعی بازی می ‌کرد. فیلم‌ هایی که خودشان هم اهمیت چندانی نداشتند چه برسد به بازیگران فرعی‌ شان. با شروع هزاره‌سوم کارنامه فینیکس دچار چرخش شد. سال ۲۰۰۰ در اولین فیلم مهم کارنامه ‌اش «گلادیاتور» ریدلی اسکات در نقشی فرعی ظاهر شد.
البته از آن فیلم همه راسل کرو را به یاد دارند. چهار سال بعد در فیلم «هتل رواندا» ساخته‌تری جورج بازی کرد. فیلمی که نامزد سه جایزه‌اسکار شد، اما دان چیدل ستاره‌اصلی‌اش بود. با این حال، این فیلم‌ ها باعث شدند که کم‌کم تبدیل به چهره ‌ای آشنا برای کارگردانان مهم شود و از این جا کارنامه‌اش اوج گرفت.

اما یک جهش بزرگ در کارنامه‌واکین فینیکس رخ داد. جیمز منگولد فیلمی براساس زندگی ‌نامه‌جانی کش، خواننده‌آمریکایی مشهور سبک کانتری ساخت و واکین فینیکس را برای بازی در نقش اصلی این فیلم بیوگرافیک انتخاب کرد. همه می‌ دانند که این نقش ‌ها تا چه حد منتقد پسند هستند.
فینیکس برای بازی در نقش جانی کش در این فیلم نامزد جایزه‌اسکار شد. فیلم از ابتدای زندگی جانی کش در مزارع پنبه در کانزاس را به تصویر می‌ کشید تا وقتی که در ممفیس به عنوان یک خواننده به شهرت رسید و در کنار الویس پریسلی و کارل پرکینز و سایر غول‌های موسیقی شروع به ضبط آهنگ کرد.
اولین همکاری بین فینیکس و جیمز گری که اصولا خوب با هم کنار می ‌آیند و این همکاری برای هر دویشان دستاوردی در پی دارد. این درام رومانتیک در بروکلین اتفاق می ‌افتد. فینیکس نقش لئونارد را بازی می‌ کند که اول فیلم موقع عبور از یک پل داخل آب می ‌پرد و قصد خودکشی دارد. اما نظرش عوض می‌ شود. خودش را به ساحل می ‌رساند و به خانه‌والدینش می ‌رود.
شریک تجاری پدرش برای شام می‌ آید و لئونارد می ‌فهمد که همه‌این‌ ها ترتیب داده شده تا او را با دختر خانواده آشنا کنند. مدتی بعد لئونارد با همسایه‌جدیدشان ملاقات می‌ کند و به سرعت جلب او می ‌شود. دختر مشکل مواد مخدر دارد و عاشق مرد دیگری است، اما لئونارد به این جریان اعتنایی نمی‌ کند و رابطه‌پیچیده ‌ای بین آن‌ ها شکل می ‌گیرد.
کار کردن با پل توماس اندرسون که یکی از کارگردانان برجسته قرن بیست و یکم است از خوش ‌شانسی‌ های فینیکس به حساب می ‌آید. در این فیلم فینیکس نقش اصلی یعنی فردی کوئل را بازی می ‌کند.
مردی که کهنه ‌سرباز جنگ جهانی دوم است و بعد از جنگ به دلیل ضربه ‌های روانی که به او وارد شده حال خوشی ندارد. او سعی دارد خودش را با جامعه‌بعد از جنگ تطبیق بدهد. یک روز یکی از دوستانش بعد از خوردن نوشیدنی که فردی برایش درست کرده می ‌میرد و فردی که به مسموم کردن او متهم شده فرار می‌ کند.
در سانفرانسیسکو با لنکستر داد، رهبر یک فرقه‌فلسفی آشنا می ‌شود و تحت‌تاثیر او قرار می گیرد. فیلمی پیچیده که برای دومین بار فینیکس را نامزد دریافت جایزه‌اسکار کرد.
فیلم با فیلم برداری چشم ‌نواز داریوش خنجی داستان دختری لهستانی به نام ایوا (با بازی ماریون کوتیار) را روایت می ‌کند که در آرزوی زندگی بهتر به آمریکا رسیده است. در مرز نزدیک است او را رد کنند، اما برونو (واکین فینیکس) متوجه می ‌شود که او خیلی سلیس انگلیسی را حرف می ‌زند و به افسر رشوه می ‌دهد تا به ایوا مجوز ورود به آمریکا را بدهند.
بعد او را به خانه ‌اش می ‌برد. ایوا می ‌خواهد کار کند تا دوستش را هم بتواند نجات بدهد. کار خوشنامی در انتظارش نیست. از طرف دیگر برونو به او علاقمند شده و رابطه‌عجیب و غریبی بین ‌شان شکل می‌ گیرد که در نهایت قربانی اصلی آن برونو می‌ شود.

یک فیلم رومانتیک عجیب و غریب با مایه‌ های علمی - تخیلی که در آینده ‌ای نامعلوم در لس ‌آنجلس اتفاق می ‌افتد. زمانی که تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده و هر کسی می‌ تواند یک دستیار صوتی هوشمند داشته باشد. تئودور با بازی فینیکس ستاره‌اصلی فیلم است. مردی تنها که کارش نوشتن نامه‌ های شخصی به جای آدم‌ هایی است که نمی ‌توانند راحت نامه بنویسند.
او بعد از جدایی از همسرش غمگین است و تلاش می ‌کند تا شاید بتواند با زنی ملاقات کند. او یک سیستم عامل با دستیار مجازی به نام سامانتا می‌ خرد و به تدریج عاشق سامانتا می ‌شود و از جهان واقعی فاصله می ‌گیرد تا زمانی که متوجه می‌ شود سامانتا به عنوان هوش مصنوعی با مردان دیگری هم حرف می ‌زند.

فیلم پیچیده‌پل توماس اندرسون با جزییاتش است که تبدیل به یک اثر سینمایی درجه یک می‌ شود. با رنگ ‌ها و نور‌ها و موسیقی که در هر ذهن حساسی نفوذ می ‌کند، اما تعریف کردن خلاصه داستان آن یا پیدا کردن منطق داستانی در فیلم کار ساده ‌ای نیست. فینیکس این جا نقش داک را بازی می ‌کند. یک کارآگاه خصوصی شبیه مثلا فیلیپ مارلوی رمان‌ های چندلر.
با زندگی نامنظم و یک‌ جور پادرهوایی. داک نامه ‌ای از طرف دوست دختر سابقش شستا دریافت می ‌کند که از او خواهش کرده در پرونده‌گم شدن نامزدش به او کمک کند. از این جا به بعد دیگر نمی ‌شود خط داستانی را تعریف کرد فقط باید شیوه‌بازی فینیکس را ستود که چه‌ طور با ایده‌های پل توماس اندرسون هماهنگ شده و به خلق آن فضای اثیری کمک کرده است.

باز هم فینیکس نقش آدمی عصبی را که دچار زخم‌ های روانی است بازی می‌ کند. جو یک اسلحه اجاره کرده تا دختر‌هایی را که قاچاق می‌ شوند نجات بدهد. او روش های خشنی علیه دشمنانش به کار می ‌گیرد. در عین حال از مادر پیرش هم در خانه‌دوران کودکی ‌اش مراقبت می ‌کند.
در فلاش ‌بک‌ های جو می ‌بینیم که او و مادرش در کودکی مورد ضرب و شتم از سوی پدرش قرار می ‌گرفته‌ اند. او در ارتش و FBI هم گذشته‌خشونت‌ باری داشته و هنوز هم گه گاهی فکر خودکشی به سرش می‌ زند. یکی از دوستانش جو را استخدام می ‌کند تا دختر ربوده شده‌یک سناتور را بی سر و صدا نجات بدهد. اما این آغاز یک سفر طولانی برای جو است.

از آن نقش ‌هایی که فینیکس می ‌توانست برایش نامزد جایزه‌اسکار شود. این کمدی-درام بیوگرافیک داستان زندگی جان کالاهان است که فینیکس نقش ‌اش را بازی می ‌کند. بازی فینیکس بهترین قسمت فیلم است که به شیوه‌ون ‌سنت درامی غیرمتعارف از کار درآمده است.
کالاهان کاریکاتوریست مشهور دائم الخمر بود. یک شب در مهمانی بعد از خوردن مشروب سوار ماشین رفیقش دکستر می شود. دکستر که خودش هم هشیار نبوده تصادف می‌ کند و جان فلج می ‌شود. اول کار عصبانی و خشمگین است، اما در بیمارستان عاشق تراپیستش می‌ شود و تصمیم می ‌گیرد الکل را ترک کند. بعد از ترک الکل زندگی جدیدی می ‌سازد و دوباره برای روزنامه ‌ها این‌بار کاریکاتور‌های سیاه و سفید می ‌کشد.

اقتباسی از کتاب مشهور پاتریک دوویت داستان در غرب آمریکا در سال ۱۸۵۱ اتفاق می ‌افتد. الی و چارلی سیسترز دو برادر هفت‌ تیرکش هستند که توسط یک تاجر ثروتمند استخدام می ‌شوند تا مردی به نام هرمن وارم را بکشند. از طرف دیگر یک کارآگاه خصوصی در تعقیب این برادران است.
آن‌ ها هم باید جان خودشان را نجات بدهند و هم کاری را که برعهده ‌شان گذاشته شده به انجام برسانند تا پول ‌شان را بگیرند. این وسط با بدشانسی ‌هایی هم رو به ‌رو می ‌شوند که مجبور هستند نقشه را طور دیگری پیش ببرند. اولین بازی فینیکس در نقش یک هفت ‌تیرکش در فیلمی وسترن باید بیش تر از این ‌ها دیده می ‌شد.

بالاخره در سال ٢٠١٩ واکین فینیکس در فیلم تحسین شده Joker به کارگردانی تاد فیلیپز (Todd Phillips) بازی کرد. فیلم سینمایی جوکر برای اولین بار در جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز پخش شد و جایزه شیر طلایی را گرفت. بازی فینیکس در فیلم جوکر مورد توجه منتقدان در سرتاسر جهان قرار گرفته است. برای دانلود فیلم سینمایی Joker به این مطلب مراجعه کنید.

منتقدان، چه آن‌ هایی که عاشق فیلم شدند و چه آن ‌هایی که چندان فیلم را دوست نداشتند، همگی متفق ‌القول بازی واکین فینیکس را در نقش جوکر ستایش کردند. فیلمی که درباره یکی از مشهورترین ضدقهرمانان تاریخ سینما ساخته شده است.
فیلم شبیه یک اثر کلاسیک ابرقهرمانی نیست. از آن ‌هایی که قهرمانان ‌شان مثلا «آکوامن» یا «بتمن» یا «واندروومن» هستند.
تنها شباهت «جوکر» به آن ‌ها آرم کمیک‌بوک‌های DC است. شخصیتی که به نظر می ‌رسد از تروما و زخم‌ های روانی کودکی ‌اش ضربه خورده است و حالا از لحاظ روانی ثبات ندارد.
تاد فیلیپس در گفتگو‌های گوناگون از نقش واکین فینیکس در به ثمر رسیدن فیلم «جوکر» گفته است. گویا فینیکس پیشنهادات زیادی سر صحنه می ‌داده و فیلیپس می ‌گوید: «سخت است که بگویید یک بازیگر، به خصوص بازیگری مثل واکین فینیکس، چه‌ طور می ‌تواند با حضورش باعث ارتقا و بهتر شدن هر صحنه بشود.
فقط باید نسخه‌اول فیلم نامه جلوی رویتان باشد تا ببینید که این بازیگر چه چیز‌هایی به این شخصیت اضافه کرده است. او مرا به راه ‌های گوناگون شگفت ‌زده می ‌کرد. گاهی بعد از گرفتن یک سکانس به سمت فیلم بردارمان برمی‌ گشتم و می ‌گفتم: دیدی چه کار کرد؟ نفس ‌گیر بود.»


بعد از اکران گسترده‌فیلم جوکر، امتیاز آن نزد منتقدان به طرز قابل توجهی کاهش پیدا کرد، اما تنها نکته ‌ای که بر سرش توافق داشتند بازی درخشان واکین فینیکس در نقش جوکر است. واکین فینیکس کار دشواری در پیش داشته، چون پیش‌ تر هیث لجر نقش جوکر را در حد کمال بازی کرده بود.
جوکر هیث لجر شری روان شناختی بود و قرار بود این جوکر هم همان حال را داشته باشد. سال ۱۹۸۱ آرتور فلک به عنوان یک دلقک استخدام شده و با مادرش در شهر گاتهام زندگی می ‌کند. شهر غرق در فساد است.
آرتور از یک بیماری عصبی رنج می‌ برد که باعث می ‌شود گاهی در جایی که نباید بخندد. بچه‌ های خیابان او را مسخره می ‌کنند و همه چیز از جایی شروع می‌ شود که یکی از همکارانش به او تفنگی قرض می ‌دهد تا از خودش محافظت کند. فینیکس شانس نامزدی اسکار را برای این نقش به دست آورد.

فیلم «جوکر»، پرفروش ‌ترین فیلم است. فیلمی ۱۲۲ دقیقه ‌ای که حتی منتقدهای بزرگ و شناخته‌ شده هم نسبت به آن مواضع گوناگونی دارند و برخی با نمره‌کامل و بعضی با نمراتی هم چون ۲ از ۵ به پذیرایی از آن رفته بودند.
واکین فینیکس خنده‌ های خود در فیلم را بر پایه‌خنده‌ های عصبی و ناشی از بیماری برخی انسان ‌ها در جهان واقعی شکل داد. او به تماشای ویدیوی افرادی که این‌ چنین خنده‌ هایی را ارائه می ‌دهند پرداخته است. پیش از آغاز فیلم ‌برداری تاد فیلیپس به او گفته بود که خنده‌جوکر را حرکتی تقریبا دردآور و زجر دهنده می ‌داند. فینیکس در این فیلم سه مدل خنده‌مختلف (خنده از سر شادی واقعی، خنده‌عادی مثل خنده‌ های روزمره‌مردم و خنده‌ های برآمده از درد) را به نمایش می‌ گذارد.
مطابق گزارش‌ ها واکین فینیکس برای بازی در Joker رژیم غذایی سختی گرفت و ۲۳.۶ کیلوگرم کاهش وزن داشت. او برای پشت سر گذاشتن این پروسه نزد همان پزشکی رفت که پیش از آغاز فیلم ‌برداری The Master اثر پل توماس اندرسون، برای کاهش وزن به او مشاوره داده بود. پس از پایان یافتن مراحل ساخت Joker هم فینیکس تنها ۱۱.۳ کیلوگرم وزن اضافه کرد تا هم چنان با وزن خود تا پیش از شروع فیلم ‌برداری این اثر فاصله‌ ای جدی داشته باشد.
واکین فینیکس برای آماده کردن خود، پیش از آغاز فیلم‌ برداری Joker مشغول تماشای حرکات بازیگران ماندگار سینمای صامت هم چون باستر کیتون و ری بالجر شده بود.

فیلم «پارازیت» یا «انگل» که یک کمدی سیاه به کارگردانی بونگ جون‌هو، کارگردان اهل کرۀ جنوبی است که با دریافت چهار جایزه اصلی در مراسم اسکار ۲۰۲۰ درخشید. این فیلم هم زمان برنده اسکار بهترین فیلم و اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان امسال شد،‌موفقیتی که برای یک فیلم غیرهالیوودی بی‌ سابقه است.
بونگ جون‌ هو سازنده این فیلم، اسکار بهترین کارگردانی را نیز ربود در حالی که سم مندس، سازنده «۱۹۱۷»، مارتین اسکورسیزی کارگردان «ایرلندی» و کوئنتین تارانتینو، کارگردان «روزی روزگاری در هالیوود» رقابت تنگاتنگی برای دریافت این جایزه داشتند. هان جین وون،‌فیلم‌ نامه نویس این اثر هم بی ‌نصیب نماند و اسکار بهترین فیلم ‌نامه غیراقتباسی را از آن خود کرد.


در سال های اخیر کنشگرانی که خواستار برابری نژادی و جنسیتی هستند پیوسته از آکادمی اسکار انتقاد کرده ‌اند که چرا بیش تر نامزدها و برندگانش را سفیدپوستان تشکیل می ‌دهند. به نظر می ‌رسد در سال ‌های اخیر برگزارکنندگان این مراسم با تقدیر از هنرمندانی از رنگ، نژاد و ملل مختلف تلاش دارند توازن نژادی را تا حدودی به مهم ترین رویداد سینمایی آمریکا بازگردانند.
پارازیت با موضوع و شیوه روایی بدیعش که به گفته برخی منقدان خود ژانری تازه به شمار می‌ آید داستان خانواده ‌ای فقیر در کره جنوبی را روایت می ‌کند که به خانه ‌ای لوکس راه می ‌یابند اما فیلم از دل روایت خود به زیرلایه ‌های سیاسی و اجتماعی دو کره نقب می ‌زند و دغدغه‌ های فردی و اجتماعی مردمان جزیره را می ‌کاود.
در واقع بونگ جون هو تاریخ سینما و تاریخ کره‌جنوبی را تغییر داد. برای اولین ‌بار کره‌جنوبی با فیلم «انگل» در رقابت ‌های اسکار شرکت کرد و برنده چهار جایزه‌اسکار شد. برای اولین ‌بار یک فیلم خارجی ‌زبان جایزه‌اسکار بهترین فیلم را هم گرفت.
او موفقیت‌ هایش را اوایل سال ۲۰۱۹ با جشنواره‌کن شروع کرد و توانست نخل طلای کن بهترین فیلم را از هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن دریافت کند و تبدیل به اولین کارگردان از سینمای کره بشود که به این جایزه دست پیدا می‌ کند. برای سینمای کره افتخار بزرگی است. شاید همه انتظار داشتند کیم کی دوک یا پارک چان ووک، کارگردانان با سابقه کره ‌ای، زودتر این افتخار را برای سینمای کره به ارمغان بیاورند، اما یکی از فیلم ‌های بونگ جون هو زودتر موفق به کسب این افتخار شد.
سال ۲۰۱۷ در سایت متاکریتیک بونگ جون هو رتبه سیزدهم را میان ۲۵ کارگردانی آورد که جزو بهترین کارگردانان قرن بیست و یکم از سوی منتقدان معرفی شدند. فیلم ‌های او با موضوعات عجیب غیرمترقبه، طنز سیاه و تغییر ناگهانی حال و هوا دست و پنجه نرم می‌ کنند.

به عنوان یک بازیگر و هنرمند واکین فینیکس تاکنون نامزد دریافت ٣ جایزه اسکار، ٣ جایزه از مراسم بفتا و ٥ جایزه از مراسم گلدن گلوب بوده است. او جوایزی از مراسم گلدن گلوب، گرمی اوارد، جشنواره فیلم کن و جشنواره فیلم ونیز دریافت کرده است. او و برادرش ریور فینیکس، تنها برادرانی هستند که هر دو نامزد جایزه اسکار شده اند.

جمعه دوم اسفند ١٣٩٨ - بیست و یکم فوریه ٢٠٢٠