سکوت پاره می شود - تُرَنج

سکوت پاره می شود
تُرَنج

سکوت پاره می شود
ز نعره های خشمگین
عبور می کند زما شب سیاه و سهمگین
رها شدست از انجماد
صدای خفته در گلو
به جان رسیده جانمان از انتظار سخن مگو
نمی توان نشست و دید
به ذره ذره سوختن
و تکه تکه خاک را
به اجنبی فروختن
نمی توان نشست و دید
که جوی خون روان شده
وطن تمام جان ماست
نصیب این دَدان شده
برای آن پرنده ای
که تازه پر گشوده بود
به دست تیر اهرمن
دو بال او شکسته بود
خیال می کنند که ما
به سوگ او نشسته ایم؟
هراس در وجودمان
خموش و سرد و خسته ایم
نه، ما همان پرنده ایم
که رشد می کنیم ز خون
شراره های آتشیم
به زیر تلی از جنون
به روی خاک تشنه ات دوباره سبز می شویم
بساط ظلم و جور را به یک اشاره بر کنیم




منبع: نبرد خلق شماره 395، سه شنبه اول اسفند ۱۳۹۶ - 20 فوریه ۲۰۱۸