به یاد کودکان رویا سوخته - شین آباد(پیرانشهر) ‎- سوسن شهبازی

به یاد کودکان رویا سوخته -شین آباد(پیرانشهر ‎
سوسن شهبازی


"بسوز ای دل‌ که سوز تو کارها کند"
به یاد کودکان رویا سوخته -شین آباد(پیرانشهر
حادثه شین آباد یادتان هست.؟شین آباد پیرانشهر را می‌گویم.. یک سال از سوختن غنچه‌های دبستانی میگذرد ،دو سه روزی را هایی‌ ،هویی ،و هواری ،زنده باد و مرده بادی بودیم و بعد ...مثل خیلی‌ از فریاد‌هایمان خاموش شد..یادتان هست که بر اثر فقر موجود در منطقه و بی‌ کفایتی آموزش و پرورش ۲۷ تن از کودکان ما در آتش سوختند و همچنان میسوزند؟ و حتماً باز هم یادتان هست که دوغنچه ما که هنوز ۱۰‌ها بهار و زمستان را میتوانستند به استقبال بروند،بر اثر جراحت زیاد مردند ,راهی قبرستان شدند؟؟.... "سارینا !رسول زاده" و "سیران یگانی" را می‌گویم.حالا خنکای خاک آرامشان کرده است
دستها و صورتهای غمگین و سوخته دانش آموزان دبستان ابتدایی شین آباد که اسمش هم دروغ است و نا آباد است ! را یادتان هست؟؟ دست‌های چروکیده کودکان ما ،صورت‌های سوخته آشان تنها و تنها از بی‌ عرضگی،دزدی،بی‌ خیالی و بیشرفی نظام موجود است که نتوانسته در قرن ۲۱ و در کشوری که خاکش زر خیز است ۴ عدد بخاری برقی‌ و مجهز نصب کند،، دست‌های سوخته یی که الان به سختی قلم به دست میگیرند و صورت‌هایی‌ که از شرم خودشان را قائم میکنند تا مبادا طفلی از آنها بترسد..راستی‌ چه کسی‌ باید شرم کند..کودکان شین آباد یا منو و تو؟؟ منو تویی که هنوز در پی‌ تعریف خودمانیم و وکیل و وصی‌ خلق‌های جهان خودمان را معرفی می‌کنیم؟؟ما چه کرده ایم؟ چه گفته ایم و چه قدمی‌ در این راه برداشته ایم؟؟ شرم بر حمید رضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش که اعلام می‌کند:
"از الان تا قیامت بابت هر اتفاقی که در آموزش و پرورش می‌افتد عذرخواهی می‌کنم"
عذرخواهی؟؟ مگر با عذرخواهی تو مردک بیمصرف آن دو عزیز زنده و آن ۲۵ نفر دیگر طبیعی میشوند؟
با اینحال شین آباد هنوز بی‌ بخاری است،دست‌های سوخته همچنان میسوزند و صورتکان ! آخ صورت‌ها که از آینه فرار میکنند، آرام آشک میریزند و از آینده یی که در راه میباشد هراسانند.. فکر می‌کنم با این توضیح کوتاه شین آبادیان که همان نا آباد سرد و عزا دار
است یادتان آمد. براشان شمع بیخطری روشن کنیم !و فریادی بزنیم.. کودکان را کمی‌ بیشتر پاس و دوست بداریم. همین
سوسن شهبازی