قسم به قلبهای نگران و منتظر....بانوان حامی آیت الله بروجردی قسم به قلبهای نگران و منتظر....
خواستم بخندم ولی یادم آمد چشمهای گریان مادر ندا را...
خواستم روز مادر را شادباش بگویم ولی یادم آمد غم مادر سهراب را...
خواستم به چشمان مادر ضلّ بزنم و بگویم دوستت دارم، ولی یادم آمد که چشمان مادر فرزاد هنوز تشنۀ تکرار آخرین نگاه فرزند است.
خواستم ذرّه ذرّۀ وجودم را نثار صورت چروکیدۀ مادر کنم، امّا یادم آمد که وجود آقای بروجردی هنوز در نبود مادری که از فراق فرزند جان داد، می سوزد.
نمی توانم...
پس سلامی از جنس همدردی را هدیه می کنم به همۀ مادرانی که چشمانشان به در زندان خشکیده است.
به مادری که ثمرۀ چندین سال تلاشش در تربیت فرزند، تلخی آخرین نگاه اوست.
به آن مادری که وقتی پاسخ وطن پرستی شیرۀ جانش را باتوم و گلوله دید،عشق به فرزند را در فریاد مرگ بر اهریمن خلاصه نمود.
به مادرانی که وقتی فرزندشان را کشان کشان به اوین می بردند، با دستان لرزانش دیوارهای بلند اوین را لرزاند.
به مادری که چشمان اشکبارش، تیرهای خشک چوبۀ اعدام فرزندش را به جوانه زدن و سبز شدن واداشت.
روزت مبارک....
روزت مبارک که با فریادت، فریاد آزادی را حرمت بخشیدی.
روزت مبارک که با چشمان اشکبارت، گریه را نویدی دوباره دادی.
روزت مبارک که با سکوتت، دل عربده کشان را لرزاندی و با دستان لرزانت، لرزه بر اندام دشمن وطن انداختی.
مادرم روزت مبارک...
تقدیم به تمام مادران عزادار
بانوان حامی آیت الله بروجردی
|