فراسوی خبر ... چهارشنبه ۷ آبان
همزیستی با بنیادگرایان اسلامی با سکولاریسم در تضاد است

زینت میرهاشمی

این روزها بنیادگرایان اسلامی از رژیم ولایت فقیه تا اردوغان، با نقاب دفاع از حقوق مسلمانان، بدون محکوم کردن عمل فجیع سلاخی معلم آزاده، ساموئل پاتی، تلاش می کنند که صورت مساله یعنی خشونت و بربریت انتگریسم اسلامی را به سود رشد این پدیده ارتجاعی توجیه کنند.
عملکرد حکومتهای ایران و ترکیه، بریدن نفس، خفه کردن هر صدای مخالف با هر اندیشه غیر حکومتی، شکنجه و زندان و ترور است. زندانهای ترکیه و ایران گواه این واقعیت است. این دیکتاتورها آزادی بیان و عقیده در کشور فرانسه را بر نمی تابند، مبارزه با بنیادگرایی اسلامی را به دروغ «اسلام ستیزی» جا می زنند اما چشمان شان را در مورد سرکوب بی رحمانه مسلمانان ایلغور در چین می بندند.

اردوغان در تحقق رویای امپراطوری عثمانی به برآشفتگی ناآگاهانه بنیادگرایان در تعدادی از کشورهای خاورمیانه نیاز دارد. رژیم ولایت فقیه هم بیش از هر هنگام به این فضای تهییج شده نیاز دارد. یکی می خواهد امپراطوری عثمانی بپا کند و دیگری به دنبال اتحاد جماهیر کشورهای اسلامی است.

رژیم درمانده ولایت فقیه از هیجانات انسانهای ناآگاهی که از حقوق اولیه انسانها مثل آزادی بیان، لائیسیته و کثرت گرایی اطلاع ندارند، برای حفظ امنیت نظام استفاده می کند. برای رژیم ایران جان انسانهای درمانده و مسخ شده که مزه آزادی را نچشیده و اسیر دیکتاتوریهای بنیادگرای مذهبی هستند ارزشی ندارد. دیکتاتوری ولایت فقیه این انسانها را برای گوشت دم توپ نیاز دارد همچنان که رژیم اردوغان با دامن زدن به بنیادگرایی اسلامی در سوریه ضربه های زیادی به جنبش ضد دیکتاتوری مردم این کشور وارد کرد.

واقعیت این است که مبارزه با بنیادگرایی اسلامی که دست به خشونت و بربریت آشکار می زند با «اسلام هراسی» که نیروهای فاشیستی مدافع آن هستند، متفاوت است. رژیم ایران بیشترین کشتار را در مورد مسلمانان انجام داده است. کشتار و قتل عام زندانیان سازمان مجاهدین خلق ایران، که مخالف تحجرگرایی و بنیادگرایی اسلامی هستند، نمونه روشنی از این سیاست است. همانگونه که قتل ساموئل پاتی به سرعت از طرف مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق ایران محکوم شد.

اسلام هراسی و انسانها را با دین شان سنجیدن، دقیقا نتیجه سیاست همزیستی و مماشات حکومت کشورهای بزرگ، برای مثال اتحادیه اروپا، آمریکا و ... با بنیادگرایی اسلامی و همزمان مخالفت با نیروهای مترقی و به شمول مسلمانان ضد بنیادگرا است. نمی توان با بنیادگرایی و ارتجاع قرون وسطایی در قرن بیست و یکم همزیستی کرد و همزمان مدافع سکولاریسم، حقوق بشر و لائیسیته و... بود. سیاست مماشات دولتهای فرانسه با رژیم جمهوری اسلامی و سایر کشورهایی که به بنیادگرایان اسلامی کمک مالی و تدارکاتی می کنند، پهن کردن فرش قرمز زیر پای پایوران این رژیمها، زیر فشار قراردادن سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان نیروی ضد بنیادگرایی اسلامی تاکنون باعث فجایع بسیاری شده است.

آزادی پوشش در برابر حجاب اجباری، آزادی عقیده در برابر استبداد، آزادی بیان در برابر سرکوب عقیده و... اینها بخشهایی از ارزشهای سکولاریسم است. اما واقعیت این است که رژیم ولایت فقیه با پوشش گفتمان علیه «اسلام هراسی» برای نفوذ ارتجاع در کشورهای اروپایی استفاده می کند. و دقیقا همین عمل وحشیانه بنیادگرایان اسلامی از داعشی تا خمینیسم است که به رشد اسلام هراسی یاری می رساند.

نگاهی به تیتر روزنامه های جیره خوار حکومت و واکنشهای پایوران رژیم به موضع گیری مکرون به ویژه در مورد کاهش قدرت مساجد پاریس واقعیتهای زیادی را روشن می کند. در حقیقت رسانه های حکومتی و پایوران رژیم دلشان برای پیامبر نسوخته بلکه برای جلوگیری از کوتاه شدن نفوذشان جنجال می کنند.

وزارت خارجه رژیم انتشار کاریکاتور در رسانه شارلی عبدو را «دامن زدن به اسلام هراسی و نفرت پراکنی» اعلام کرده است.

۲۴۰ نفر از مجلس نشینان که از انسانیت بویی نبرده اند، سر بریدن معلم فرانسوی را محکوم نکرده و طی بیانیه ای کشیدن کاریکاتور را «غیر انسانی» و «توهین وقیحانه» دانسته اند. در این بیانیه، مجلس نشینان دقیقا به سوزش خود اشاره می کنند. آنها موضع گیری مکرون را «یک نقشه بزرگ تر در جهت کند کردن روند پرشتاب اسلام گرایی مردم فرانسه» دانسته که «این دولت را شدیدا به وحشت انداخته و او را واداشته به سوی خوی دوران سیاه استعمارگرایی بازگرداند و چنین جنایتی را رقم بزند.»

مرتجعان، آزادی بیان و ارزشهای سکولار یک کشور دیگر را «کفر جهانی» دانسته و اتحاد مسلمانان در برابر آن را خواسته اند. این به طور دقیق تقویت اسلام هراسی یا پراکندن نفرت در دیگران علیه اسلام در کل آن است که می تواند به تفکرات فاشیستی دامن بزند.

امانوئل مکرون در هنگام ادای احترام و خاکسپاری ساموئل پاتی به درستی بر ارزشهای لائیسیته و شعار «آزادی، برابری و برادری» و از «گفتمان نفرت» انتقاد کرد و بر «لزوم دفاع از ارزشهای سکولار در مقابل اسلام افراطی و کنترل بیشتر بر بودجه خارجی مساجد» تاکید کرد.

اما چشم انداز چیست؟ آیا اینها برای بالا بردن وزن مماشات است یا مبارزه جدی علیه جولان بنیادگرایان در اروپا؟ آینده این را نشان خواهد داد.