فراسوی خبر... چهارشنبه ۲۳ خرداد
در این شُعارها مرز جامعه با حُکومت و وابستگانش ترسیم می شود

منصور امان

در همان هنگام که حُکومت تمام نیروی خود و امکانات کشور را برای ادامه ماجراجوییهای خارجی در شرایط تحریم بسیج کرده، سطح زندگی جامعه همچنان بدون توقُف به سوی ناکُجا آباد اقتصادی در حال سُقوط است. کارگران فولاد اهواز تنها بخشی از انبوه مردُمی هستند که در سراسر کشور علیه خُرد شدن اُستخوانهاشان در سراشیبی فلاکت به مُبارزه برخاسته و از تحمیل این سرنوشت بر خود تن می زنند.

فولادکاران اهواز خسته از وعده های دروغین و در حالی که مُدتهاست هراس از سرکوب را پُشت سر گذاشته اند، بار دیگر به خیابان آمده اند. رژیم ولایت فقیه در ماه های گذشته هر ترفند سخت یا نرمی که برای خاموش کردن کارگران مُعترض در آستین داشته خرج کرده، بدون آنکه موفق شود این به جان آمدگان گُرسنه را دست خالی به خانه بفرستد.

دلیل این ناکامی ساده و صریح است: وعده اُستاندار نانی به سُفره نمی آورد، قول نمایندگان مجلس قسطی را نمی پردازد، سوگند امام جُمعه بر تن کودکان جامه ای نمی پوشاند، دستبند و باتوم به بیگاری مُزدبگیران پایان نمی دهد ... نه در اهواز و نه در هیچ جای دیگر.

آنهایی که روز دوشنبه در برابر اُستانداری و دفتر نماینده حُکومت از اهواز در مجلس گرد آمدند تا خواسته هایشان را دوباره و چندباره فریاد بزنند و حق زندگی شایسته را از "نظام" بطلبند، جلوه دیگری از تناقُض فاحش بین دستور کار و تدبیرهای "بالا" با نیازها و خواسته های "پایین" را به تماشا گذاشتند.

دره ای که بین منافع حاکمان کشور و مُطالبات جامعه وجود دارد، امروز فراخ تر از هر زمانی با دهان گشوده به فولادکاران اهواز، به کشاورزان ورزنه، به مُعلمان و رانندگان کامیون، کسبه خُرد، بیکاران و جُز آنها می نگرد. آگاهی بر این واقعیت به ویژه همگام با تشدید بُحرانهای خارجی حُکومت و به شکست کشاندن "برجام، تقویت شده و توان دوچندانی به شکل گیری و بیان اعتراضات بخشیده است.

امروز فقط کارگران فولاد اهواز نیستند که شُعار می دهند "سوریه را رها کن – فکری به حال ما کن"، "حُقوقها را نمی دن – مرگ بر آمریکا". آگاهی جمعی نسبت به سیاستهای ضد مردُمی و فلاکت زای حاکمان همچون گُلوله آتش، کارخانه به کارخانه، شهر به شهر و ده به ده در گُذر است و در هر گوشه ای که فریاد اعتراض شنیده می شود، مرز جامعه با حُکومت و وابستگانش را ترسیم می کند.

رژیم جمهوری اسلامی در برابر خواسته های مردُم ایران - گذشته از آنکه از سوی چه قشر یا طبقه ای ابراز گردد - پاسُخ همسان و یکدستی دارد؛ همان پاسُخی که به فولادکاران می دهد. زمان آن رسیده که جامعه نیز مُتحد در عمل و نظر به میدان بیاید، مُبارزات جُداگانه اش را به یکدیگر پیوند بزند و جوهره مُطالبات مُشترک خود، نان، عدالت و آزادی را پُر رنگ به میان آورد.