فراسوی خبر... چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت
درب هسته ای روی هر پاشنه ای بچرخد، تدارُکچیها تعزیر می شوند

منصور امان

آقای روحانی و دولتش روزگار خوبی ندارند. آنها به خاطر شکست مُعامله هسته ای زیر ضربات بی رحمانه باند حاکم قرار گرفته اند، این در حالی است که هنوز جای ضربات دردناکی که به خاطر کارگُزاری و امضای همین پیمان دریافت کرده اند، التیام نیافته است. "نظام" به سمت هر گُزینه ای برود، آنها برای تعزیر دراز می شوند.

درخواست مجلس خبرگان از آقای روحانی برای "عُذرخواهی" به دلیل "عدم رعایت خُطوط قرمز رهبری"، کوششی را نشان دار کرده که بی درنگ پس از کناره گرفتن آمریکا از "برجام"، در دستگاه قُدرت جمهوری اسلامی برای تنظیم خود با شرایط جدید صورت می گیرد.

آقای خامنه ای و همدستان نظامی و امنیتی او سهمی به سزایی در به شکست کشاندن "برجام" و افکندن کشور و مردُم به دامن یک بُحران جدید دارند. از همین رو تمام نیروی شان را برای انکار مسوولیت خود و ایمن ماندن از پیامدهای اجتماعی این امر مُتمرکز کرده اند. در این راستا، "آقا" و حُجره نشینان اش تجربه ای که در جریان عقب نشینی جانانه هسته ای کسب کرده اند را این بار و در یک سرفصل خسارت بار دیگر نیز به کار می بندند. در آن هنگام آقای خامنه ای زنگوله شکست خُردکننده استراتژی اتُمی را به گردن آقایان روحانی و دولت "تدبیر و اُمید" وی انداخت و خود به کناری نشست.

بازی قُدرت آقای خامنه ای را جناح میانه حُکومت و زائده های "اصلاح طلب" آن مُطیع و سپاسگزار بازی کردند. آنها که از موهبت بازگشت به خیمه قُدرت و ثروت سر از پا نمی شناختند، در ازای آن نقش بُز بلاگردان را پذیرفتند و برای فرار نامُوفق آقای خامنه ای و همدستانش از مسوولیت قُلاب گرفتند. "نظام" روی دوش آنها و در حالیکه با شلاق می نواختشان، به ژنو و وین رفت و با "برجام" برگشت.

امروز آقای خامنه ای از روی آوار یک سیاست نابخردانه دیگرش، باند بخت برگشته رقیب - این مُتهم همیشگی - را فرا می خواند تا بار مسوولیت را بر دوش او بیاندازد. "آقا" و مُریدانش با لودگی نقش مُخربی که در دوره "پسابرجام" ایفا کرده اند را مُنکر می شوند و انگُشت اتهام به خاطر برباد دادن فُرصت کاهش تنش و بُحران با جهان خارج و بهبود شرایط زیست و کار جامعه را به سوی گُناهکار خارجی (آمریکا) و مُقصر داخلی (جناح میانه حُکومت) نشانه می روند.

آقای روحانی و زائده های سیاسی اش این بار نیز همان نقشی که در معرکه "دلواپسان" بازی کردند را به عُهده می گیرند. آنها دوباره با وجود غُرولُند، از هیچ خوش خدمتی برای باند حاکم فرو نخواهند گذاشت. تنها تفاوُت آن است اگر در دوره پیش انگیزه کسب پاداش آنان را به جلو می راند، امروز دلهُره از قُربانی شدن، اشتیاق به خدمتگزاری را دوچندان می سازد.