فراسوی خبر .... پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت
ترس از ادامه نرمش قهرمانانه یعنی سقوط حقیرانه

زینت میرهاشمی

نمایش مسخره آتش زدن پرچم آمریکا همراه با مشتهای گره کرده در هوا و شعار مرگ بر آمریکا در مجلس ارتجاع در روز چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، صحبتهای خامنه ای، روحانی و سرکردگان سپاه پاسداران، نمایی از آشفتگی و هراس از فروپاشی نظامی است که در دفاع از خود، ژست حمله و تهاجم می گیرد. آتش بازی در مجلس ارتجاع، اجرای فرمان ولی فقیه از طرف آتش به اختیاران است که در سال قبل گفته بود اگر آنها برجام را پاره کنند ما آتش می زنیم.
خامنه ای در واکنش به تصمیم ترامپ، شیادانه تلاش کرد که شکست برجام را به حساب باند حسن روحانی بنویسد. او مدعی شد که قبلا گفته است باید از رئیس جمهور قبلی آمریکا امضا گرفته شود و اضافه کرد که به آنها اعتمادی ندارد و حالا هم اعتمادی ندارد. اما در نهایت موضع حسن روحانی مبنی بر این که بدون آمریکا در برجام می ماند را تایید کرد.
ولی فقیه رژیم مدعی شد که در صحبتهای ترامپ دروغ فراوان وجود دارد و بر طبق مثل معروف؛ کی بود کی بود من نبودم، به روی خود نیاورد که او به تمامی پروسه رسیدن به قرارداد برجام نظارت داشته و همه تصمیمات با تایید او صورت گرفته و و از این به بعد هم هر تصمیمی با تایید او گرفته خواهد شد. بنابرین طلب کاری خامنه ای از باند مقابل شامل ترکیبی از دروغگویی و شیادی است. رژیمی که هیچ یک از قطعنامه های شورای امنیت ملل متحد، منجمله در مورد ممنوعیت ساخت موشک بالستیک را نپذیرفته و به آن عمل نکرده، اکنون از بدعهدی آمریکا شکوه می کند.
توافق برجام، برآمد سیاست مداراگری اتحاد اروپا و دولت قبلی آمریکا بود که پس از یک سلسله مذاکرات طولانی به سرانجام رسید و سرانجام روز سه شنبه ۱۸ اردیبهشت دولت آمریکا به وسیله ترامپ اعلام کرد که از این قرارداد خارج می شود. با توجه به این که دولت آمریکا در این قرارداد جایگاه ویژه ای دارد، وجود دولتهای اروپایی برای حفظ برجام بدون آمریکا، با فرض این که اروپا پایدار بماند، بدون شک برجامی نخواهد بود که انتظارات خامنه ای و روحانی را برآورده کند.
 
اگر چه برجام برای مدت محدودی نقش بازدارندگی برای دست یابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی داشت، اما همچنان بر بستر سیاست مماشات با رژیم پیش رفت و رژیم با استفاده از حُفره های آن، به مداخله سیاسی، نظامی و تروریستی در کشورهای دیگر و ساخت موشکهای بالستیک در طی دو سال گذشته ادامه داد و در این زمینه پیشرفتهایی بیش از برجام داشته و به فرض به بقای رژیم، پس از سال ۲۰۲۵ تمام عوامل لازم برای دستیابی سریعتر به سلاح اتمی را خواهد داشت. می توان تصور کرد که اگر رژیم به این مرحله برسد چه فاجعه ای در انتظار مردم ایران خواهد بود.
حرفهای خامنه ای نظر مردم ایران نیست و برجام بر خلاف حرفهای روحانی سودی برای مردم ایران نداشته است. با برجام و بدون برجام، با تحریم و بدون تحریم، زندگی و معیشت مردم روز به روز فاجعه بار تر شده و خواهد شد. طی سالهای دولت احمدی نژاد با وجود بی سابقه ترین درآمدهای ارزی، زندگی مردم روز به روز بدتر و سخت تر شد. طی دوسال گذشته که تحریمها از جانب اروپا برداشته شد و از جانب آمریکا تعلیق شده بود زندگی مردم باز هم فاجعه بارتر شد. دستاوردهای درآمدهای ارزی و برجام برای تقویت تروریسم و زرادخانه موشکی رژیم بوده است.
برآمد خروج آمریکا از برجام، تشدید تضادهای داخلی رژیم و رویارویی مردم با رژیم خواهد بود. آشفتگی ولی فقیه از پاره گی برجامی نیست که اتفاق افتاد بلکه هراس از چشم انداز این پاره گی است که شرایط برای قیامهای مردمی را بیشتر فراهم خواهد کرد.