فراسوی خبر... دوشنبه ۲۱ اسفند
سفر ناکام لودریان؛ اُروپا دو گُزینه بیشتر ندارد

منصور امان

نخستین تلاش بُلندپایه دیپلماتیک برای حل بُحرانهای پسابرجامی حاکمان ایران بدون نتیجه خُنثی گردیده و همزمان ابهام پیرامون کارایی و هدفهای رویکرد اُروپا را افزایش داده است.

بی حاصل ماندن سفر وزیر خارجه فرانسه به تهران به راستی کمتر کسی را شگفت زده می کند. این امر را فقط رجزخوانیهای معمول رهبران و پایوران رژیم ولایت فقیه پیش از انجام آن توضیح نمی دهد، بلکه تجربه ماراتُن مُذاکرات هسته ای "سه تُفنگدار"، عقیم بودن رد و بدل دوره ای لفاظی از این دست را به رُخ همگان کشیده است.

آقای لودریان در حالی هدف از مُذاکره خود با پایوران ارشد جمهوری اسلامی را بُحرانهای موشکی و منطقه ای آنها عُنوان کرد که روشن نیست برای قانع کردن طرفهای مُذاکره اش چه چیزی در آستین دارد.

کلمه کلیدی که در این مفهوم در پایتختهای اُروپایی شنیده می شود، "حفظ برجام" است. با این همه چنین نمی نماید که این ژست خیراندیشانه برای حاکمان ایران باور پذیر باشد. آنها به خوبی منافع اقتصادی و تجاری که اتحادیه اُروپا در "حفظ برجام" برای خود مُتصور است را در حسابهایشان ثبت کرده اند. اُروپا و آنها در این نُقطه اشتراک نظر و عمل دارند. از این رو آقای ماکرون و دوستان آلمانی و انگلیسی اش به سختی می توانند احتمال "شکست برجام" را به عُنوان ابزار فشاری برای وادار کردن رژیم مُلاها به عقب نشینی به کار ببرند.

تا هنگامی که اُروپا به گونه عملی به حاکمان جمهوری اسلامی نشان نداده که آماده چشم پوشی از منافع نقد و سکه ای "برجام" است و ثبات خاورمیانه و غلبه بر تروریسم اسلامی و بُنیادگرایی شیعی و سُنی را مُقدم بر آن می شمارد، در مُعادله موجود در مُناسبات دو طرف تغییری به وجود نخواهد آمد.

یک شاهد کارایی چنین سیاستی را توافُق وین و عقب نشینی حاکمان ایران از ساخت جنگ افزار هسته ای به نمایش گذاشته است. آقای خامنه ای و شُرکا را سحر کلام و مهارت دیپلُماتیک "سه تُفنگدار" یا توهُم پُر منفعت "تغییر از طریق تجارت" از اُلاغ چموش ماجراجویی اتُمی پیاده نکرد، آنها را تحریمهای فلج کننده نفتی و بانکی به قناعت رساند؛ اقدامی که ارجحیت دهی اُروپا به حل بُحران بر منافع فوری را پیش شرط خود داشت.

بُحران هسته ای مُلاها اما یک تجربه ناخوشایند را نیز ارایه کرده. واقعیت این است که سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه که امروز نیز برای حل بُحرانهای پسابرجامی پا به میدان گذاشته اند، نقش تعیین کننده ای در جان سخت شدن و به درازا کشیدن بُحران هسته ای ایفا کردند.

یک پروسه نمایشی از مُذاکرات بی انتها و مُشاجرات رسانه ای، بدون جوهره واقعی و بدون قرار داشتن بر یک پایه مادی برای نتیجه گیری و عمل، برای تنش هسته ای مُلاها بیش از یک دهه زمان خرید. در این فاصله بُحران هسته ای عمیق تر و آثار مُخرب آن برای منطقه و برای مردُم ایران به گونه تصاعُدی افزایش یافت. اُروپا فقط هنگامی این سیاست را کنار گذاشت که ادامه وضع موجود را - به ویژه به دلیل فشار آمریکا – نامُمکن دید.

این پُرسش که سفر آقای لودریان نشانه ای از تجدید حیات دوران وقت کُشی و مُذاکره درمانی است یا نه را نتیجه گیری اُروپا از این ابتکار نامُوفق نشان خواهد داد که بیشتر از دو گُزینه نمی تواند داشته باشد: برخورد عملی با فعالیتهای رژیم جمهوری اسلامی در دو پهنه مورد اختلاف موشکی و منطقه ای یا مُدارا با آن!