فراسوی خبر... یکشنبه ۲۴ دی
اصلاحات در عربستان، اصلاحات در ایران

منصور امان

اصلاحات شگفت آوری که در پهنه حُقوق زنان در عربستان سعودی، یکی از مُحافظه کارترین کشورهای اسلام مدار خاورمیانه، به گردش در آمده، موجب سرافکندگی حاکمان جمهوری اسلامی است. در همان حال که آنها هر روز ممنوعیتهای تازه تری را برای بیرون راندن زنان ایرانی از صحنه زندگی اجتماعی اختراع می کنند، دربهای بسته مذهب و سُنت در حال گشوده شدن به روی زنان عربستان سعودی است.

در ادامه یک رشته اصلاحات اجتماعی و قانونی که در این کشور به سود زنان آغاز گردیده، روز آدینه زنان سعودی توانستند برای نخُستین بار وارد ورزشگاه های ورزشی شوند و شکاف دیگری در سد محدودیت حُضور فیزیکی و ذهنی زنان در جامعه ایجاد کنند.

پیش از این، حُکومت سعودی به ممنوعیت رانندگی زنان که نماد تبعیض جنسیتی در این کشور به شمار می رفت، خاتمه داده بود تا کمی بعدتر، حق زنان برای مُسافرت، بدون اجازه هیچکس، را نیز به رسمیت بشناسد. به مُوازات این، دستگاه های حُقوقی عربستان موظف گردیدند قوانینی را جهت حمایت از زنان در برابر خُشونتهای جنسی وضع کنند. همزمان اختیارات پُلیس مذهبی که از جُمله مسوول اعمال دستورات سختگیرانه در مورد زنان بود، محدود گردید.

رفُرمهای آغاز شده، ممنوعیت نمایش خوانندگان زن در تلویزیون دولتی را نیز در بر گرفت و با اجرایی از صدای زنانگی دنیای هُنر عرب، اُم کلثوم، به طور رسمی خاتمه یافت. یک گام جلوتر نوبت به تحول در بالاترین رده های تصمیم گیری مذهبی، یک دژ نُفوذناپذیر مردان رسید. براساس یک مُصوبه مجلس عربستان، زنان تحصیلکرده در رشته های دینی اجازه یافتند حُکم مذهبی (فتوا) صادر کنند و به این ترتیب مسیر برای تغییری تاریخی در هیرارشی و نگرش تبعیض آمیز دستگاه مذهب گشوده شد.

اصلاحات آغاز شده در عربستان، رژیم جمهوری اسلامی را در موقعیت ناخوشایندی قرار داده است. حاکمان ایران مُدل ارتجاع مذهبی خود را پیشرفته تر از عربستان مُعرفی می کنند و در همین راستا نیز همواره به زنان ایران و مُنتقدان دلداری داده اند که سیاستهای زن ستیزانه شان در مُقایسه با تبعیض آشکار جنسیتی در عربستان، نرم تر و تحمُل پذیرتر است. امروز چنین می نماید که عربستان سعودی از رقابت در این پهنه با جمهوری اسلامی دست کشیده و میدان شرمساری را به گونه انحصاری به رقیب منطقه ای خود سپُرده است.

امروز زنان ایرانی و دُختران جوانی که بُزُرگترین جمعیت تحصیلکرده و آموزش دیده کشور را تشکیل می دهند، شاهد آن گردیده اند که چگونه موج تغییر سرانجام به همسایگی آنها رسیده، در حالیکه رژیم حاکم بر ایران در مُناسبات عهد بیابانگردی میخکوب شده، تمام قهر ضد انسانی خود را برای مُتوقف کردن آنها به کار می بندد و زندگی و کرامت شان را لگدمال می کند.

تفاوت اصلی بین جمهوری اسلامی و عربستان اما نوع برخورد آنها به مساله زنان نیست. اصلاحات در این کشور که مشهور به مُحافظه کاری و واپس گرایی دینی است، نشانگر وجود درصد مُعینی از گُنجایش ساختاری و ایدولوژیک برای تغییر است. از این ویژگی مُهم، نظام حاکم بر ایران بی بهره است.

چهار دهه پس از قدرت گیری رژیم ولایت فقیه و خلق "اصلاحات"، "جامعه مدنی"، "تدبیر و اُمید" و "اعتدال"، رژیم ایران نتوانسته حتی به یک رفُرم سطحی در کم خطرترین حوزه نیازمند تغییر دست بزند، چون ساختار سیاسی از یکسو و بُنیانهای ایدیولوژیک آن از سوی دیگر اجازه چنین مُهمی را نمی دهند. رژیم ولایت فقیه نه توان به رسمیت شناختن حُقوق بخشهای گوناگون جامعه و رفع تبعیض و بی عدالتی در حق آنها را دارد و نه گُنجایش روبرو شدن با پیامدهای پذیرش احتمالی اصلاحات در این رویکرد را؛ بر این واقعیت آقای خامنه ای همانگونه صحه گذاشته است که آقایان روحانی و خاتمی!