فراسوی خبر... یکشنبه ۲۵ تیر
ظریف در آمریکا؛ سفیر "میانه روها" یا دلال "افراطیها"؟

منصور امان

در دومین سالگرد پیمان هسته ای، وزیر خارجه مُلاها به نیویورک گُسیل شده است تا برای جلوگیری از برقراری تحریمهای بیشتر، نزد پایوران آمریکایی و بین المللی لابی گری کند؛ واقعیتی که به خودی خود نشان می دهد حاکمان ایران تا چه اندازه در استفاده از فُرصت سازش اتُمی برای کاهش تنش در مُناسبات خارجی خود نامُوفق بوده اند.

سفر آقای ظریف به نیویورک که اولین دیدار یک مقام رسمی رژیم مُلاها به آمریکا پس از نقل مکان آقای ترامپ به کاخ سفید است، تحت شرایط مطلوبی انجام نمی شود. ایالات مُتحده رویکرد سختگیرانه ای در برابر ماجراجوییهای نظامی - تروریستی مُلاها در منطقه خاورمیانه پیش گرفته است و به مُوازات آن، مجلسهای قانونگذاری این کشور در حال تدوین تحریمهای بیشتری علیه رژیم ولایت فقیه و بازوی نظامی آن، سپاه پاسداران هستند.

در حالی که غرب اُمیدوار بود عقب نشینی رژیم جمهوری اسلامی از شرارت هسته ای آستانه ای برای بُحران زدایی از سیاست خارجی آن باشد، حاکمان تهران به گونه دقیق در جهت عکس تحول وین حرکت کردند. آنها از فُرصت توافُق با غرب و در پی آن رفع تحریمهای فلج کننده و دردسر ساز در دو پهنه مالی و انرژی، برای تغییر ریل بُحران آفرینی از مساله اتُمی به دخالتگری خارجی سود جُستند.

مردُم ایران که شرایط سخت کار و زندگی آنها تا پیش از این با تحریمهای خارجی توجیه می شد، نه تنها سهمی از برطرف شدن آن در این دوره نیافتند، بلکه شاهد آن گردیدند که چگونه ماشین جنگی پُرخرج حاکمان کشور در سوریه، عراق، لُبنان، یمن و بحرین بخش هنگُفتی از منافع رفع تحریمها را می بلعد و رهبران و پایوران حُکومت با چه اشتهایی آنچه که به جا می ماند را غارت می کنند.

آقای ظریف که در سفر آمریکا از جُمله در نشست شورای روابط خارجی این کشور شرکت خواهد کرد، استدلالهای مُحکمی برای قانع کردن طرفهای خود به چشم پوشی از فشار بر "نظام" ندارد. او همچون دو سال گذشته که پایوران حُکومت محورهایی که بدان مُتهم می شوند را به گونه ریشخند آمیزی به عُنوان شکایتهای خود بازپس می دهند، پای "روح برجام" را به میان آورده و زیر لبی پیمان وین را به ابزار باجگیری بدل خواهد ساخت.

گُذشته از آنکه ورشکستگی حُکومت اجازه ولخرجیهایی از نوع برهم زدن "برجام" را بدان نمی دهد و این شرایط ناگوار از طرفهای خارجی اش پنهان نیست، "نظام" در کف خوانی "روح" مزبور نیز مُرتکب مغلطه ای می شود که برای آن خریداری وجود ندارد.

برخلاف آنچه که حاکمان کشور وانمود می کنند، آنچه که در برابر اسقاط پروژه اتُمی به دست آورده اند، رفع تحریمهای مُرتبط با بُحران هسته ای است. بخش دیگر تحریمها که علیه پایمالی حُقوق بشر، صُدور و نشر تروریسم و فعالیتهای موشکی برقرار گردیده، در کالبُد دیگری جان گرفته. "روح"ی که مُرشدهای چشم آبی فرستادگان "نظام" از آن سُخن راندند، به فضای مُسالمت جویانه ای اشاره دارد که هر توافُقی به گونه بالقوه با خود به همراه می آورد. آنچه که رژیم ولایت فقیه احضار می کند، اما روح شریر و سرگردان تنشی است که از یک کانون بُحران به دیگری در گشت و گذار است.

استدلال آشنای دیگری که آقای ظریف بدان توسُل خواهد جست، تضعیف موقعیت "میانه روها" در برابر "تُندروها" در صورت فشار بیشتر آمریکا و وضع تحریمهای جدید است. این در حالی است که تلاش سخت کوشانه وی برای خارج کردن افراد شناخته شده و اُرگانهای رسمی صُدور افراط گری از تیررس، این مقام دولتی را بیشتر به عُنوان دلال "افراطیها" مُعرفی می کند تا سفیر "میانه روها".

از سوی دیگر، "تاجر نیویورکی" مُستقر در کاخ سفید نشان داده که بیشتر از برچسب کالا، به ارزش نقد آن توجُه دارد. این بدان معناست که "مُدره ها" فقط زمانی می توانند اُمیدوار باشند یک تصمیم یا سیاست آمریکا به موقعیت آنها مشروط گردد که پیشتر در محورهای مورد اختلاف، راه حلهای میانه روانه ای ارایه و به کار بسته باشند. واسطه گری به سود سیاست خارجی بُحران زا و دلالی برای سپاه پاسداران به مثابه عامل اجرایی سیاست مزبور بی تردید از این جُمله به حساب نمی آید.