فراسوی خبر... یکشنبه ۲۷ فروردین
نامزدی رئیسی؛ تشویق با طعم پوست موز

منصور امان

گُذشته خونبار حُجت الاسلام رئیسی از او پیشی گرفته و به شتاب در حال خزیدن به جلوی صحنه و زیر نورافکنهاست. از این رو چنین می نماید که بخش مُهمی از تبلیغات انتخاباتی وی به پاک کردن لکه های خُشکیده خونی اختصاص یابد که بر دست و دامن اش نشسته و اینک به گونه نمایان و رُسواگرانه در مرکز نگاه ها قرار گرفته است.

شُروع رسمی فعالیتهای انتخاباتی آقای ابراهیم رئیسی با توضیح ناگُزیر وی پیرامون پیشینه اش همراه بود و این نشانه خوبی از پا گذاشتن به یک دوره روتین رقابت "خودی"ها و بحث وجدل عادی آنها از روی صندلی راحتی نیست.

قاضی سابق که به دلیل مُشارکت مُستقیم در کُشتار دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ شُهرت نه چندان دلچسبی یافته است، نسبت به "برخی اظهارنظرهای همراه با اغراض" پیرامون شخص خود به شکوه پرداخت و از مردُم درخواست کرد که در باره او "از منابع مُعتبر" اطلاعات کسب کنند.

تلاش بی درنگ آقای رئیسی برای راست کردن تصویر کژ خود، تا همینجا بی پایگی یک استدلال پیرامون مطرح نبودن جنایت ۶۷ در افکار عُمومی را به اثبات رسانده است؛ واقعیتی که کار صحنه گردانان نامزدی او را از آنچه که هست، دُشوارتر می سازد.

در همین راستا حُجت الاسلام احمد خاتمی به گونه پیشگیرانه توضیح داده است: "نباید به هیچ عُنوان نظام را فدای کاندیدای خاصی کرد و اینکه گفته شود فلان شخص کاندیدای مقام مُعظم رهبری است، اشتباه محض است."

همزمان خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران موسوم به "فارس" نیز در موضعی به همین گونه مُحتاطانه اما مُشخص تر توضیح داد: "در حال تلاش برای القای این معنا هستند که حُجت الاسلام رئیسی، چهره نو پدید اُصولگرایان در انتخابات، "کاندیدای نظام"! است."

التهاب منبع پاسدار برای جلوگیری از این "القا" تا بدان درجه بالا است که خواستار "عملگرایی امنیتی" و به زبان ساده، پهن کردن بساط داغ و درفش علیه مُدعیان، برای جلوگیری از چسبانده شدن آقای رئیسی به "نظام" شده است.

سرفصل مُشترک این سُخنان و نیز گُفته آقای احمد خاتمی، سواری گرفتن رایگان از حُجت الاسلام رئیسی است. بدینگونه که ضمن استفاده از مزایای افکندن وی به تنور انتخابات، همزمان از آلوده گردیدن به پلشتی قاضی هیات مرگ نیز پرهیز گردد.

تازه ترین نشانه از دردسر ساز شدن پیشینه آقای رئیسی را تقلای باند حاکم برای باز کردن طوق سنگین کُشتار ۶۷ از گردن خویش و آویختن آن به گردن رُقبا به نمایش گذاشته است. در کمپین ناشیانه ای که به همین منظور سر هم بندی شده، شُماری از "اصلاح طلبان" حُکومتی به راستی و تعداد دیگری به دُروغ به عُنوان مسوولان دستگاه قضایی در سال ۶۷ مُعرفی شده اند. نام آقای رئیسی که در آن هنگام یک مقام دون پایه بود و اربابانش نقش بهتری از انجام ماموریتهای کثیف در اوین و گوهردشت برای او قایل نبودند، به طبع در این لیست غایب است.

گرچه تشویق عاملان کُشتار ۶۷ از طریق سپُردن پُستهای نان و آب دار به آنها یک سُنت فراجناحی زیر "خیمه نظام" به شمار می رود، اما چنین نمی نماید که رووسای حُجت الاسلام بخت برگشته با راندنش به این میدان، لُطفی به او و از این راه به خود کرده باشند. دوره گرداندن چندش آور یک قاتل نام و نشان دار در برابر دیدگان جامعه، برابر با ورق زدن پرونده جنایت هولناکی است که آنگونه که پیداست، نه از یاد می رود و نه بخشیده می شود.